سير الملوك (سياست نامه) - خواجه نظام الملک توسي - الصفحة ١٢٣
فصل هجدهم اندر مشاورت كردن پادشاه در كارها با دانايان و پيران
١- مشاورت كردن در كارها از قوىرايى مرد باشد و از تمامى عقل و پيشبينى چه هركسى را دانشى باشد و هر يكى چيزى داند، يكى بيشتر داند و يكى كمتر. و يكى دانستنى داند و هرگز كار نبسته و نه آزموده و يكى هم دانش داند و هم كار بسته و تجربهها كرده. مثل اين چنان باشد كه يكى معالجت دردى و علتى از كتاب طب خوانده باشد و نام آن داروها همه[١] بياد دارد و بس. و[٢] يكى نام همه داروها بداند و معالجت آن علت كرده باشد و بارها تجربت كرده.
هرگز]٧٥ a[ اين با آن برابر نباشد. همچنين يكى باشد كه سفرها بسيار كرده باشد و جهان بيشتر ديده و سرد و گرم بيشتر چشيده و در ميان كارها بوده، با آن كس برابر نتوان كرد اين كس را كه هرگز سفر نكرده باشد و ولايتها نديده و در ميان كارها نبوده و يا ميانهحال باشد. اين معنى را گفتهاند كه «تدبير همه با داناان[٣] و پيران و جهانديدگان بايد كرد.» و نيز يكى را خاطرى تيزتر باشد و در كارها زودتر تواند ديد و يكى كند فهمتر باشد. و داناان گفتهاند كه «تدبير يك تنه چون زور يك مرده باشد و تدبير دو تنه چون زور دو مرده
[١] - همهK : هميشهN : جملهP -:C
[٢] -+ باN
[٣] - با دانايانC : نادانانP -:N