امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٩١
سكوهاى نفتى ايران[١] بهدستور مستقيم رئيسجمهور آمريكا.
- خونينترين و دردآورترين پرده اين ماجرا، كشتار حجاج ايرانى در حرم امن الهى در دهم مرداد ١٣٦٦ بود كه صدها نفر از حجاج ايرانى و غيرايرانى در نهايت مظلوميت بهشهادت رسيدند.
آنچه گفتيم، حقيقتاً تنها گوشهاى از فشارهاى جهانى و مظلوميت ايران بود.
در اين زمان بود كه امامخمينى يكى ديگر از تصميمهاى تاريخى خود را گرفت. امام براى حفظ نظام اسلامى و حذف فشارهاى سنگين وارده، قطعنامه ٥٩٨ را پذيرفت و در پيامى به ملت ايران فرمود:
اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم ... ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلًا خوددارى مىكنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتشبس موافقت نمودم ....
مردم عزيز و شريف ايران، من فرد فردِ شما را چون فرزندان خويش مىدانم. و شما مىدانيد كه من به شما عشق مىورزم؛ و شما را مىشناسم؛ شما هم مرا مىشناسيد ... شما مىدانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم؛ اما تصميم امروز فقط براى تشخيص مصلحت بود؛ و تنها به اميد رحمت و رضاى او از هرآنچه گفتم، گذشتم؛ و اگر آبرويى داشتهام با خدا معامله كردهام ....
خداوندا، تو ميدانى كه ما سر سازش با كفر را نداريم. خداوندا، تو ميدانى كه استكبار و آمريكاى جهانخوار، گلهاى باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تكيهگاه ما تويى، و ما تنهاى تنهاييم و
[١]. ٢٧ مهر همان سال.