امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٦٥
هشدارهايى كه به اهل علوم مختلف و خطرات پيشِروىشان مىدهد، فقها را مدعيان «ولايت از جانب ولىالله و خلافت از جانب رسولالله» مىشمارد[١] و از روايتى ياد مىكند كه بعدها براى اثبات نظريه «ولايت فقيه» از آن استفاده مىكند.
ايشان همچنين در پيامى در سال ١٣٢٣ خطاب به علما، روحانيان، دانشمندان و همه كسانى كه به وطن خود علاقهمند هستند، آنها را به قيام براى خدا و تلاش براى اجراى قوانين الهى و مبارزه با كسانى كه صلاحيت چيره شدن بر امور مسلمين را ندارند، فرا مىخواند.[٢]
امامخمينى بر اين اعتقاد بود كه محمدرضا شاه هنوز بر اوضاع مسلط نشده است و اگر قيامى عمومى صورت گيرد، امكان استقرار نظامى مبتنى بر دستورهاى اسلام فراهم است.
همچنين ايشان هشدار مىداد كه اگر «به حق مشروع خود قيام نكرديد، خيرهسران بىدين ... به همين زودى بر شما تفرقهزدهها چنان چيره شوند كه از زمان رضاخان، روزگارتان سختتر شود.»[٣]
امامخمينى در كتاب كشف الاسرار[٤] نيز با نقد نظام سلطنتى، بحث حكومت اسلامى و ولايتفقيه را به صورتى اجمالى مطرح كردهاند.
[١]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، شرح چهل حديث، ص ١٦١.
[٢]. بنگريد به: همو، صحيفه امام، ج ١، ص ٢٣.
[٣]. متأسفانه سياستهاى ضددينى رضاخان و برخوردهاى سركوبگرانه او با علما، همچنين ترس علما از تكرار تجربه ناموفق مشروطه، مقدسمآبىها و تحجر برخى از روحانيان و نيز پارهاى دلايل ديگر، اين فرصت را از دست نيروهاى مذهبى گرفت و چنانكه امامخمينى پيشبينى كرده بود، محمدرضا شاه بهمحض آنكه پايههاى سلطنت خويش را مستحكم ساخت، شرايطى بهمراتب بدتر از پدرش را براى ايران پديد آورد كه پيش از اين، بهگوشههايى از آن پرداختيم.
[٤]. تاريخ نگارش: ١٣٢٢ ش.