امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٢٢
استعمارگران نقشههاى فراوانى در سر داشتند؛ اما يكى از مهمترين و كارآمدترين آنها، تز «جدايى دين از سياست» بود.
اين حرفها را استعمارگران و عمّال سياسى آنها درست كردهاند تا دين را از تصرف امور دنيا و از تنظيم جامعه مسلمانان بركنار سازند و ضمناً علماى اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادى و استقلال جدا كنند. در اين صورت مىتوانند بر مردم مسلط شده و ثروتهاى ما را غارت كنند.[١]
چپاولگران حيلهگر كوشش كردند به دست عمّال بهظاهر روشنفكر خود، اسلام را همچون مسيحيتِ منحرف، بهانزوا كشيده و علما را در چارچوب مسائل عبادى محبوس كنند.[٢]
از نگاه امام، دليل عقبماندگى مسلمانان و غارت شدن منابع و امكاناتشان، «غفلت مسلمانان از مسائل سياسى و اجتماعى اسلام است.»[٣]
دينداران متحجر و مقدسمآب
چنانكه گفتيم، اسلام علاوه بر جنبههاى عبادى، «داراى سيستم و نظام خاص اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى است»[٤] و «براى تمامى ابعاد و شئون زندگى فردى و اجتماعى، قوانين خاصى دارد و جز آن را براى سعادت جامعه نمىپذيرد.»[٥]
طبيعى است كه چنين نظامى، تنها در سايه مجاهدتها و كوششهاى مؤمنان راستين تحقق مىيابد؛ بايد از خودخواهىها و تنآسايىها گذشت و با
[١]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، ولايت فقيه، ص ١٦.
[٢]. همو، صحيفه امام، ج ١٨، ص ٨٩.
[٣]. همان، ص ٨٨ و ٨٩.
[٤]. همان، ج ٥، ص ٣٨٩.
[٥]. همان.