امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٧٦
موفق نشوند. و ما موظفيم كه اسلام را در همه جاى دنيا معرفى كنيم.[١]
از سوى ديگر، صدور انقلاب، نقشى بازدارنده در احتمال حمله نظامى يا افزايش فشارهاى اقتصادى و سياسى از سوى دشمنان نظام اسلامى دارد؛ زيرا در چنين شرايطى مىتوان از پتانسيلهاى ديگر كشورها و ملتهاى مسلمان بهره گرفت و با به خطر انداختن منافع ابرقدرتها، آنها را مهار كرد[٢] و از تعرض باز داشت.
٣. امامخمينى، نهضت اسلامى ايران را حركتى در برابر جهانخواران و قدرتهاى بزرگ جهانى مىديد، و شاه و صدام و منافقان و ... را تنها ابزارى براى عملى ساختن توطئههاى استعمار مىدانست. امام، از همان آغاز مبارزه، در پسِ پرده همه جنايتها و خيانتهاى رژيم شاه، دستهاى آلوده آمريكا و اسرائيل را مشاهده مىكرد.[٣]
طبيعى است كه با وجود پيروزى انقلاب، دشمن اصلى ملت ايران- آمريكا، اسرائيل و ديگر قدرتهاى استعمارگر جهانى- همچنان به دشمنىهاى خود ادامه خواهند داد و تنها راه رهايى از توطئههاى آنها، تشكيل بسيج مسلمانان جهان، بلكه همه مستضعفان جهان براى مقابله با استعمار و استكبار است. همين امر، صدور انقلاب را ضرورى مىسازد.
با اين همه، اين پرسش همچنان مطرح است كه حتى اگر صدور انقلاب، امرى ضرورى و اجتنابناپذير باشد، اصرار و تأكيدات پياپى امام بر ايده صدور انقلاب و تشديد حساسيت غرب نسبت به انقلاب، چه دليلى مىتواند داشته باشد؟ به عبارت
[١]. همان، ص ٤١.
[٢]. بنگريد به: همان، ص ٣٥.
[٣]. براى نمونه بنگريد به: سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١، ص ١٨٦( ٢/ ٤٢)؛ ص ١٩٧، ١٩٨، ٢٠٨( ١٢/ ٢/ ٤٢) و ....