امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٥٩
گفتار دوم: مكتبگرايى و ملىگرايى
تعريف ملىگرايى
اگرچه درباره ناسيوناليسم يا ملىگرايى تعاريف گوناگونى ارائه شده، اما از اين تعاريف مىتوان به مفهوم مشتركى دست يافت. نخست به بيان برخى تعاريف ارائه شده مىپردازيم:
اسنايدر، ناسيوناليسم را حالت ذهنى يا عاطفى گروهى از مردم در يك منطقه جغرافيايى معين، با زبان و عادات و رسوم مشترك تعريف مىكند.[١]
هانس كوهن، معتقد است ناسيوناليسم حالتى روحى است كه عالىترين شكل آن، وفادارى نسبت به مليت و ميهن است. از نظر او، ناسيوناليست آنگاه اصيل است كه هيچ عامل ديگرى در راه وفادارى انسان به ميهن حايل نگردد.[٢]
برخى ملىگرايى را تركيبى متغير از اعتقادات و حالاتى مىدانند كه با عناصرى همچون سرزمين مشخص، خصايص مشترك فرهنگى، دولتى مستقل و عشق به وطن، شناخته مىشود.[٣]
از ميان مفاهيم اصلى ناسيوناليسم، وابستگى به واحد ملى، بيش از وابستگى به هر چيز ديگرى است.[٤] درباره ملىگرايى، موضعگيرىهاى بسيار متفاوتى شده است؛ برخى آنقدر ملىگرايى را باور دارند كه آن را مقدسترين و ارزشمندترين ارزشهاى يك ملت مىدانند. براى نمونه، آرنولد توينبى، مورّخ انگليسى،
[١]. بنگريد به: سيدصادق حقيقت، مسئوليتهاى فراملى در سياستهاى خارجى دولت اسلامى، ص ٢٩.
[٢]. علىمحمد نقوى، اسلام و ملىگرايى، ص ٥٦.
[٣]. بنگريد به: سيدصادق حقيقت، مسئوليتهاى فراملى در سياستهاى خارجى دولت اسلامى، ص ٢٩.
[٤]. علىمحمد نقوى، اسلام و ملىگرايى، ص ٥١.