امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٣٨
اين جريان گرچه در سالهاى نخست خود، بهويژه در ماجراى مشروطه، طرفدارانى يافت، اما به دلايلى كه به اجمال خواهد آمد، بهتدريج جاذبههاى خود را در ايران از دست داد. عمدهترين عوامل مؤثر در اين فرايند عبارتاند از:
١. ضعفها و كاستىهايى نظير بىعدالتى، حاكميت سرمايه بر انسانها، بىبندوبارى و آزادىهاى لجامگسيخته، از بين رفتن ارزشهاى اخلاقى و ... كه نتايج غير قابل انكار اين تفكر بهشمار مىآيند.
٢. روحيه استعمارگرانه كشورهاى غربى كه مهد تمدن جديد بهشمار مىآمدند.
٣. حمايت از ديكتاتورى و استبداد پهلوى، با وجود شعارهاى فريبنده دموكراسى و حاكميت مردم.
٤. انحرافات و اشتباهات فاحش سردمداران اين جريان فكرى و سياسى در ماجراى مشروطه و حوادث پس از آن.
از آن پس، جريان ملىگرايى تنها در ميان طيف خاصى از روشنفكران و برخى از دانشجويان، طرفدارانى داشت. حال ببينيم در صحنه سياسى ايران و بهطور خاص در نيمههاى دهه ٥٠، اين جريان سياسى از چه جايگاهى در ميان مردم برخوردار بود.
در دوره تبعيد امامخمينى تا سال ١٣٥٦، اين جريان عملًا در برابر تحولات اساسى جامعه، مانند برپايى جشنهاى ٢٥٠٠ ساله با هزينههاى بسيار هنگفت، تشكيل حزب رستاخيز،[١] سركوبهاى شديد ساواك و ... هيچ تحرك و واكنشى
[١]. شاه در جلسهاى در يازدهم اسفند ١٣٥٣ اعلام كرد:« فكر حزب مخالف ديگر بىمعنا شده؛ در آينده فقط يك حزب وجود خواهد داشت ....» شاه كه تا پيش از اين از جامعه دوحزبى حمايت مىكرد، با اين تصميم، آزادىهاى محدود حزبى و رقابتهاى ظاهرى آنها را نيز از بين برد. براى آگاهى بيشتر بنگريد به: روحالله حسينيان، چهارده سال رقابت ايدئولوژيك شيعه در ايران( ١٣٥٦- ١٣٤٣ ش)، ص ٢٦٢- ٢٥٦.