امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١١٤
٣. سيره پيامبر اكرم و امامان معصوم: پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم (عليهم السلام) بهعنوان الگوى مسلمانان، نهتنها نسبت به مسائل سياسى و اجتماعى، بىتفاوت نبودهاند، بلكه هر زمان كه شرايط اجازه داده است، در صحنههاى سياسى حضورى فعال داشتهاند.
بنابراين، مطالعه منابع دينى و نيز سيره و روش انبيا و امامان معصوم، جاى ترديدى باقى نمىگذارد كه «بناى انبيا و اهلبيت- (عليهم السلام)- اين نبوده است كه از مردم كنارهگيرى كنند؛ آنها با مردم بودند و هروقت دستشان مىرسيد، حكومت را مىگرفتند»[١] و «اصولًا در زمان پيامبر (ص) اينطور نبوده كه عدهاى سياستمدار و عدهاى روحانى باشند؛ بلكه جدايى مربوط به زمانهاى متأخر است.»[٢] به همين دليل «بىخبران [از اسلام و احكام آن] نگويند ... اسلام به سياست و حكومت و اداره كشور چهكار دارد؛ كه اين، كار سلاطين ... و رؤساىجمهور و اهل دنيا است!»[٣]
امامخمينى بر اين باورند كه اسلام دينى است كه به همه نيازهاى بشرى پاسخ گفته است و ابعاد مختلف آن بهصورتى منسجم و نظاموار بههم تنيدهاند؛ بههمين دليل احكام عبادى آن، جنبه سياسى دارند، مسائل سياسى آن با اخلاقيات توأم است؛ عرفان آن با مسائل جامعه گره خورده است و ...[٤] اما اگر بخواهيم جنبههاى مختلف دين را از هم تفكيك نماييم، احكام سياسى دين، بسيار بيشتر از احكام عبادى آن است؛ «قرآن كريم و سنت پيامبر (ص) آنقدر كه در حكومت و سياست، احكام دارند، در ساير چيزها ندارند.»[٥]
[١]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١٩، ص ١٨٠.
[٢]. همو، حكومت اسلامى، ص ٢٣.
[٣]. همو، صحيفه امام، ج ٢٠، ص ٩٣.
[٤]. بنگريد به: همان، ج ٤، ص ٤٤٧.
[٥]. همان، ج ٢١، ص ٤٠٦.