امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٠٤
أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِي الْأَمْرِ مِنْكمْ»[١] اشاره به هر كسى است كه بر مسند حكومت تكيه زده باشد؛ در اين صورت، اطاعت از او نيز، همچون اطاعت از خدا و رسولش، لازم و واجب است.[٢]
با وجود آنكه اهلسنت در طول تاريخ، دولتهاى مختلفى را در قالب «خلافت» تجربه كردهاند، اما در زمينه شكل حكومت و شيوه مشروعيتبخشى به حاكم اسلامى، هنوز به نتايج روشنى نرسيدهاند. در دوره معاصر، ميان متفكران اهلسنت در زمينه شيوههاى حكومت و مشروعيت حاكمان، اختلافنظرهايى وجود دارد؛ اما هستند گروههايى كه همچنان در تلاش براى احياى خلافت، البته با گرايشهاى مذهبى- ناسيوناليستى عربى فعاليت مىكنند.[٣] نگاهى به شيوههاى انتخاب خليفه از نگاه اهلسنت جالب است:
- برخى معتقدند همه صاحبنظران و نخبگان- اهل حَلّ و عقد- از هر شهر و ديارى بايد جمع شوند و خليفه را برگزينند و تنها در اين صورت خليفه، مشروع خواهد بود.[٤]
برخى نيز چون تشكيل چنين جمعى را ناممكن مىدانند، به حضور جمعى از صاحبنظران قناعت ورزيدهاند؛ اما اين جمع، با چه تعداد محقق مىشود؟ گروهى حداقل اين جمع را پنج نفر ذكر كردهاند و گروهى ديگر سه نفر و برخى نيز انتخاب يك نفر را كافى شمردهاند! البته نظريات ديگرى نيز براى تعيين خليفه ذكر شده است؛ از جمله آنكه اگر خليفه پيشين كسى را به خلافت برگزيد، خلافت او مشروعيت مىيابد. شيوه ديگر تعيين خليفه، زور و قهر است؛ هركس
[١]. نساء( ٤): ٥٩.
[٢]. براى نمونه بنگريد به: جلالالدين عبدالرحمان سيوطى، الدرّ المنثور، ج ٢، ص ١٧٦.
[٣]. مانند وهابىها و سلفىها.
[٤] حسينى فر، رضا، امام خمينى و بيدارى اسلامى، ١جلد، - - -، چاپ: ---، ---.