امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٧٧
نمىآزرد. برخلاف بسيارى از سياستمداران و رهبران سياسى، در ادبيات سياسى او واژههاى نامأنوس و دور از ذهن نمىتوان يافت. او در لابهلاى سخنرانىهاى اجتماعى و سياسى، گاه ظريفترين و دقيقترين نكتههاى عرفانى را با زبانى ساده و صميمى به يارانش ارزانى مىكرد؛ اين مطالب، همان رموزى بودند كه ديگر عارفان، در پسِ واژهها و اصطلاحات دشوار، به آنها اشاره مىكردند. مثلًا امام، بسيار ساده و صميمى مىگفت: «عالَم محضر خداست؛ در محضر خدا معصيت خدا نكنيد.»[١] و از آن پس، يارانش، در هنگامه گناه، حضور و نگاه سنگين خدا را حس مىكردند و از گناه دست مىشستند و به همين سادگى عارف مىشدند.
همدردى امام با مردم هم شنيدنى است؛ شدت گرماى نجف در تابستانها كه گاه تا پنجاه درجه نيز مىرسد، بسيارى را از آنجا فرارى مىدهد و روانه كوفه، كه آب و هواى خوبى دارد، مىكند؛ اما امام هرگز چنين نكرد و در پاسخ به اصرار اطرافيان، با تعجب گفته بود: «آيا من مىتوانم به كوفه بروم، درحالىكه بسيارى از مردم ايران در سياهچالها بهسر مىبرند؟!» وقتى اطرافيان از ايشان اجازه خواستند تا لااقل وسيله خنككنندهاى تهيه كنند، امام به اين دليل كه بسيارى از مردم، از تهيه چنين وسيلهاى ناتواناند، اجازه ندادند.[٢]
در سرماى سخت فرانسه نيز امام دستور داد كه بخارىها را خاموش كنند؛ تنها به اين دليل كه اعتصاب كاركنان نفت، مردم ايران را با بحران كمبود نفت مواجه ساخته بود![٣] همين ماجرا در سال ١٣٦٢ كه در غرب كشور مشكل كمبود نفت ايجاد شده بود، تكرار شد.[٤]
[١]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١٣، ص ٤٦١.
[٢]. حسين رودسرى( به كوشش)، پرتوى از خورشيد، ص ٢١٩- ٢١٧.
[٣]. غلامعلى رجايى، برداشتهايى از سيره امامخمينى، ج ١، ص ١٢٩.
[٤]. همان، ص ١٣٠.