امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٩٣
تلاشهاى فراوان آمريكا براى براندازى حكومت اسلامى يا وادار كردن آن به مصالحه، ثمربخش نبود و شكستهاى پياپى آمريكا در رسيدن به اهدافش، علاوه بر منافع، جايگاه و اقتدار آمريكا را نيز بهشدت خدشهدار كرده بود.
٢. غرب براى مهار شوروى و كاهش نفوذ آن، پيمانهاى زنجيرهاى ناتو، سنتو و سيتو را از اروپا تا آسياى جنوب شرقى و در اطراف شوروى پديد آورد. ايران، عضو حلقه ميانى اين پيمانها، يعنى سنتو بود.
پس از پيروزى انقلاب، ايران بهسرعت از پيمان سنتو خارج شد و با خروج ايران، اين پيمان نيز از هم پاشيد و بين پيمانهاى ناتو و سيتو فاصله افتاد.[١]
٣. پس از فروپاشى شوروى، آمريكا تمايل فراوانى داشت كه وارث قدرت شوروى نيز شناخته شود و از آن پس، نظام تكقطبى با محوريت آمريكا برپا شود. بوش، رئيسجمهور وقت آمريكا در سخنرانى سالانه خود در كنگره- ١٩٩٢ م- اوضاع سياسى جديد جهان را چنين تشريح كرد:
كمونيسم در سال جارى مُرد ... جهانى كه روزگارى به دو اردوگاه مسلّح تقسيم شده بود، امروز فقط يك قدرت مطلق مىشناسد؛ كه همان ايالات متحده آمريكا است ... ما ايالات متحده آمريكا هستيم؛ رهبر غرب؛ غربى كه رهبر جهان شده است.[٢]
اما اين گفته، بيشتر، آرزوى آمريكا بود، تا واقعيت غيرقابل انكارِ جهان پس از شوروى. آمريكايىها براى آنكه به اين آرزو دست يابند، تمام ابزار تبليغاتى خود را بهكار گرفتند و چنين وانمود كردند كه «عصر جديد، صحنه رويارويى دو مكتب
[١]. مصطفى ملكوتيان،« تأثيرات منطقهاى و جهانى انقلاب اسلامى»، فصلنامه تخصصى مطالعات انقلاب اسلامى، سال اول، شماره ١، تابستان ١٣٨٤، ص ٧٨ و ٧٩.
[٢]. بنگريد به: محمدجواد لاريجانى، كاوشهاى نظرى در سياست خارجى، ص ١٨١ و ١٨٢.