امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢١٠
موضوع ولايتفقيه چيز تازهاى نيست كه ما آورده باشيم؛ بلكه اين مسئلهاز اول مورد بحث بوده است ... و ما فقط موضوع را بيشتر مورد بررسى قرار داديم.[١]
بررسىهاى انجامشده درباره پيشينه و سير نظريه ولايتفقيه در دوره غيبت، وجود شش دوره را در بستر تاريخ تشيع نشان مىدهد:
دوره نخست: از شيخ مفيد تا شيخ طوسى
شيخ مفيد كه در دهه نخست غيبت كبرى متولد شد (م. ٤١٣ ق)، از برجستهترين چهرههاى علمى شيعه است؛ وى درباره حاكميت فقيه مىفرمايد:
در زمان غيبت سلطان عادل (امام معصوم) بر فقهاى عادلى كه در زمينه حكومت صاحبنظر هستند، لازم است تا در صورت امكان، مسئوليتهاى او را برعهده گيرند.[٢]
اين فقيه بزرگ، درباره مشروعيت ولايت چنين فقيهى، حتى اگر از سوى حاكم ظالمى منصوب شده باشد، مىفرمايد:
[چنين شخصى حتى اگر] از سوى حاكم ظالمى به ولايت رسيد، در حقيقت از سوى امام زمان (عج) به ولايت رسيده است؛ زيرا آنحضرت به او اجازه پذيرش چنين مسئوليتى را داده و آن را جايز شمرده است.
ايشان همچنين در جاى ديگرى بهصراحت مىفرمايند:
اگر حاكمى كه بر جامعه سلطه يافته است، فقيهى را براى رياست و اجراى حدود الهى نصب نمايد، بر او لازم است اين مسئوليت را بپذيرد؛ در اين
[١]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، ولايت فقيه، ص ١١٤.
[٢]. محمدبن محمد مفيد، المقنعه، ص ٦٧٥.