امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٧٠
با اين حساب پديده رهبرى، زمانى شكل مىگيرد كه بين اين چهار عنصر، رابطهاى معنادار و حسابشده بهوجود آيد[١] و هر چقدر اين ارتباط بيشتر باشد، به همان ميزان رهبرى آن حركت نيز موفقتر و كاراتر خواهد بود.
يكى از مهمترين عناصر انحصارى انقلاب ايران «رهبرى» آن است. خصوصياتى كه رهبرى اين انقلاب را از ديگر انقلابها متمايز مىسازد چنان چشمگير و برجسته است كه بسيارى از ناظران و تحليلگران، انقلاب اسلامى ايران را با نام رهبرى آن مىشناسند و به گفته رهبر عزيز انقلاب: «انقلاب اسلامى، بىنام خمينى در هيچجاى جهان شناختهشده نيست.»[٢]
نكته جالبتوجه اينكه برخلاف سنت رايج در انقلابهاى جهان كه همواره بخشى از نيرو و توان انقلابيان در جنگ قدرت و تصاحب جايگاه رهبرى به هدر مىرود، خاستگاه دينى حركت مردم ايران و ويژگىهاى ممتاز حضرت امام در هدايت اين حركت عظيم، مانع از بهوجود آمدن چنين بحرانى شد و فرايند پذيرش رهبرى امام به طبيعىترين شكل ممكن انجام شد.
چگونگى پذيرش رهبرى امامخمينى از سوى ملتى كه در سدههاى اخير بههيچ رهبرى چنين اقبال و توجهى نكرده بودند، نيازمند تأمل جدىترى است.
چگونگى پذيرش رهبرى امامخمينى
حضرت امام پس از فوت آيتالله العظمى بروجردى و پيش از آنكه رهبرى سياسى انقلاب را بهعهده گيرد، بهعنوان يك عالِم دينى و مرجع تقليد، از جايگاه و اعتبار ويژهاى برخوردار بود. او زمانى كه پا به عرصه مبارزه گذاشت، با خود كولهبارى از تجربه رهبران پيشين و حركتهاى موفق و ناموفق آنها داشت؛ با
[١]. به نقل از: ناصر خدايارى و عليرضا كريمى، بررسى انقلاب اسلامى ايران، ص ٢٠٢.
[٢]. سازمان تبليغات اسلامى، سخن آفتاب، ص ٩٢.