امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٦٩
حتى از محكوم كردن آن نيز ابا نداشتند،[١] امامخمينى با وجود تهديدات جدى رژيم، آن را افشا كرد و رنج تبعيد را به جان خريد.[٢] اگر مراد از ملىگرايى، دفاع از تماميت ارضى است، همان زمان كه برخى «از كنار اين معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهى ... ساكت و بىتفاوت، و يا انتقادكننده و پرخاشگر گذشتند.»[٣] امامخمينى و يارانش در كوران حوادث جنگ، در برابر هجوم دشمنان، تا پاى جان ايستادند.
امام، وطن را از جان نيز عزيزتر مىداند و براى حفظ آن، به خون نشستنِ عزيزترينهاى اين مرز و بوم را هم به جان مىخرد:
ميهن از جان عزيزتر ما، امروز منتظر است تا يكايك فرزندان خود را براى نبرد با باطل مهيا سازد. ما براى ميهن عزيزمان تا شهادت يكايك سلحشوران ايران زمين مبارزه مىكنيم.[٤]
از نظر امامخمينى، تقدس و احترام وطن، جداى از اسلام نيست؛ ايران، سرزمين اسلام است و حفظ آن نيز سفارش اكيد اسلام. امام ميان اين دو تعارضى نمىديد تا ناچار شود يكى را برگزيند و ديگرى را به كنارى نهد. از نظر ايشان، «اسلام در عين حالى كه وطن را، آنجايى كه زادگاه است، احترام مىگذارد، لكن در مقابل اسلام قرار نمىدهد. اساس، اسلام است.»[٥]
[١]. بنگريد به: كريم سنجانى، اميدها و نااميدىها: خاطرات سياسى دكتر كريم سنجابى، ص ٢٢٢؛ مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات، جبهه ملى به روايت اسناد ساواك، ص ١٩١.
[٢]. بنگريد به: سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٥، ص ١٧٢.
[٣]. همان، ج ٢١، ص ٩٣.
[٤]. همان، ج ١٣، ص ٢٤٣.
[٥]. همان، ص ١٦٨.