امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٤٩
امامخمينى با مبانى دينى خود و نيز با مطالعه تاريخ معاصر ايران و تأمل در مشكلات فراوان نظامهاى حاكم، به اين نتيجه رسيده بود كه نهتنها سلطنت پهلوى، كه نظام سلطنتى، از اساس دچار مشكل است و انجام پارهاى اصلاحات نمىتواند مشكل آن را مرتفع سازد.[١]
با اين نگاه، امامخمينى حركت انقلابى خود را از نخستين سالهاى دهه ٤٠ آغاز كرد و سرانجام اين نهضت در ٢٢ بهمنماه ١٣٥٧ به پيروزى رسيد.
به گفته بسيارى از دوستان و دشمنان انقلاب اسلامى ايران، اين انقلاب تفاوتهاى بسيارى با انقلابهاى شناختهشده دنيا داشت و وجود همين تفاوتها، بسيارى از تحليلگران را دچار سردرگمى و مشكل كرده است. امامخمينى بهعنوان رهبر اين انقلاب و معمار نظام اسلامى، درباره انقلاب اسلامى ملت ايران مىگويد:
شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامى ايران، از همه انقلابها جداست؛ هم در پيدايش، و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام. و ترديدى نيست كه اين يك تحفه الهى و هديه غيبى بوده كه از جانب خداوند منّان بر اين ملت مظلومِ غارتزده عنايت شده است.[٢]
گفتار چهارم: اركان و ويژگىهاى انقلاب اسلامى
از نظر اغلب جامعهشناسان و انديشمندان علوم سياسى، انقلاب داراى سه ركن اساسى است: ايدئولوژى، سازمان و رهبرى. هرچند كه هيچ دو انقلابى، وضع و صورت كاملًا يكسانى نداشتهاند، اما در تمامى انقلابهاى تاريخ معاصر، مىتوان جلوه و صورتى از اين سه عنصر پايهاى را مشاهده كرد. انقلاب اسلامى ايران
[١]. در« نقد وضعيت موجود» به پارهاى از مشكلات سيستم سلطنتى و نيز مشكلات سلطنت پهلوى از نگاه امامخمينى خواهيم پرداخت.
[٢]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٢١، ص ٤٠٢.