امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٤٠
مىدانستند و امام را نيز از اين كار منع مىكردند؛ توصيههاى يكى از مراجع وقت به فرستاده امامخمينى شنيدنى است:
شما برويد آيتالله خمينى را نصيحت كنيد كه اينقدر روزنامهنگارى نكنند. اين شيوه مبارزه، شيوه علمايى نيست؛ شيوه روزنامهنگارى است. به شاه اهانت نكنيد؛ اينقدر به دولت حمله نكنيد![١]
به هر حال، امام قاطعانه و بىاعتنا به گروهها و حتى برخى از علما كه از اين پس راه خود را از نهضت جدا كردند، به مخالفت با انقلاب سفيد شاه پرداخت. اين مخالفت، مهمترين زمينه شكلگيرى انقلاب اسلامى بود؛ زيرا از اين زمان به بعد نهضت با تصفيهاى ايدئولوژيك، صرفاً با شعارهاى اسلامى و به رهبرى امامخمينى پيش رفت و جريانهاى سياسى غيراسلامى، صفوف خود را از نهضت اسلامى بهتدريج جدا كردند.
در پى مخالفت امام، موجى از اعتراض و مخالفت بهپا خاست. گردهمايىها، تحصّنها و راهپيمايىهايى در تهران و ساير شهرها شكل گرفت. دانشجويان دانشگاههاى تهران نيز با پيوستن به نهضت اسلامى، بىميلى خود را نسبت به جريانهاى كمونيستى و ليبرال اعلام كردند و گردهمايى آنها در مسجد دانشگاه تهران، با حمله نيروهاى رژيم به خشونت كشيده شد.
امام بهخوبى از هزينه سنگينى كه خود و يارانش براى مخالفت با شاه بايد بپردازند آگاه بود و خود، آن را با جان و دل خريد و به يارانش نيز توصيه مىكرد كه خود را براى پذيرش مشكلات و پيشامدها مهيا نمايند:
... ناراحت و نگران نشويد؛ مضطرب نگرديد؛ ترس و هراس را از خود دور
[١]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، خاطرات و مبارزات شهيد محلاتى، ص ٤٦ و ٤٧.