امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٤
حزب كمونيست ايتاليا نيز دو روز پس از پيروزى انقلاب نوشت:
اين انقلاب با هيچيك از ضابطههاى عادى نمىخواند و ما را به بررسى و مطالعه بسيار دقيقى دعوت مىكند. پيشروى مثبت روابط بينالمللى و حتى صلح آينده جهان، تا حدود زيادى در گرو درك اين واقعيت است.[١]
حقيقتى كه برخى از كشورهاى غرب و شرق بسيار دير به آن پى بردند اين بود كه انقلاب اسلامى ايران موجب فروپاشى قطببندىهاى جهانى و شكسته شدن هيمنه و شوكت ابرقدرت غرب و شرق بود؛ اين انقلاب، نخستين نشانههاى ظهور قدرتى بزرگ، با رويكردى معنوى در سراسر جهان بود. امامخمينى با شجاعت به دشمنان انقلاب اعلام كرد اگر بخواهيد، مىتوانيد آن را «تفكر تشكيل امپراتورى بزرگ اسلامى» بناميد.[٢] ريچارد نيكسون، رئيسجمهورى پيشين آمريكا، در برابر برخى كه گمان مىكردند اين انقلاب وابسته به طيف مقابل، يعنى شوروى است، چنين نوشت:
انقلاب اسلامى ايران همانقدر كه از سرمايهدارى نفرت داشت، از كمونيسم نيز متنفر بود و هر دو را مانند دو روى سكه مادىگرايى مىديد ....[٣]
دكتر ميشل جانسون در مقالهاى، خطر انقلاب اسلامى را براى غرب چنين شرح مىدهد:
بنيادگرايى اسلامى در سراسر جهان اسلام رشد قابل توجهى كرده است ... و بهموازات رشد اسلام، نفوذ و منافع غرب شديداً تحتتأثير آن قرار مىگيرد ....
بنيادگرايى اسلامى نيرويى پويا، متنفذ و پرجنب و جوش است كه قادر به
[١]. روزنامه كيهان، ٢٥/ ١١/ ١٣٥٧.
[٢]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٢١، ص ٨١.
[٣]. مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، كودتاى نوژه، ص ٣٨.