امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١١٢
جامعه، بلكه براى اهداف و اغراض شخص يا گروهى خاص بهكار گيرند. طبيعى است كه نتيجه چنين نگرشى، انحراف از ارزشهاى انسانى بوده و در نهايت به زيان مصالح ملى و عمومى جامعه خواهد بود. ابزار چنين سياستى، دروغ، نيرنگ و ... و بستر مناسب رشد اين سياست نيز جهل و نادانى خواهد بود. اين سياست، همان است كه با واژه «سياست شيطانى» از آن ياد كرديم.
پيامد دوم: اگر اصول و ارزشهاى اسلامى را از تعريف سياست حذف كنيم، گرچه هدفمان خدمت به خلق باشد و براى سعادت همگان تلاش كنيم، اما بخش عمدهاى از ظرفيتها و استعدادهاى انسان را ناديده گرفتهايم؛ زيرا سياستبايد زمينهساز رشد همه استعدادها و سعادت دنيا و آخرت انسانها باشد؛ درحالىكه سياست غيردينى تنها به جنبههاى مادى و اينجهانى آدمى توجه مىكند.
امامخمينى اگرچه اين سياست را- كه به سعادت مادى همه جامعه مىانديشد، نه سود شخص يا گروهى خاص- صحيح و قابل احترام مىشمارد؛ اما در عين حال چنين سياستى را ناقص و ناكافى مىداند؛ زيرا «انسان يك بعد ندارد؛ انسان فقط يك حيوانى نيست كه خوردن و خوراك، همه شئون او باشد.»[١] ايشان در اينباره مىفرمايد:
اگر فرض كنيم ... يك حكومتى، يك رئيسجمهورى، يك دولتى، سياستصحيح را هم اجرا كند و به خير و صلاح ملت باشد، اين سياست، يك بُعد از سياستى است كه براى انبيا بوده است و براى اوليا و حالا براى علماى اسلام.[٢]
[١]. همان، ص ٤٣٢.
[٢]. همان.