امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١١٧
پرداخته است؛ اما ساير جزئيات را به خود مردم يا مسئولان حكومت وانهاده، تا آنگونه كه خود صلاح مىدانند عمل كنند.[١]
٣. دين عهدهدار بيان كليات و جزئيات است
طرفداران اين نظريه، از جمله امامخمينى، بر اين باورند كه «هيچ حركتى و عملى از فرد يا جامعه نيست، مگر اينكه مذهب اسلام براى آن حكمى مقرر داشته است.»[٢]
به باور اينان، «فقه، تئورى واقعى و كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است.»[٣] و در اين مسير، هيچيك از نيازهاى بشرى را بىپاسخ نگذاشته و فراموش نكرده است:
فقهى ... كه با زبان ايشان [امام صادق (ع)] بسط پيدا كرده است، براى احتياج بشر از اول تا آخر، هر مسئلهاى پيش بيايد، مسائل مستحدثه، مسائلى كه بعدها پيش آيد ... اين فقه از عهده جوابش برمىآيد.[٤]
اين سخن به اين معنا نيست كه هرچه بشر در هزاره سوم هم نياز دارد، عيناً در قرآن يا روايات معصومان آمده است؛ بلكه همچنان كه خود ائمه نيز فرمودهاند،[٥] در
[١]. بنگريد به: ميرزاحسين نائينى، تنبيه الامّه و تنزيه الملّه، ص ١٣٣- ١٣٠؛ غلامحسين زرگرىنژاد، رسائل مشروطيت، ص ٦٠٦؛ سيدمحمدباقر صدر، اقتصادنا، ص ٤٠؛ جمعى از نويسندگان، الاجتهاد و الحياه، ص ٤٩ و ٥٠؛ مرتضى مطهرى، اسلام و مقتضيات زمان، ص ٢٩١ و ٣٦٨؛ همو، خاتميت، ص ١٣٥.
[٢]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٥، ص ٣٨٩.
[٣]. همان، ج ٢١، ص ٢٨٩.
[٤]. همان، ج ٢٠، ص ٤٠٩.
[٥]. بنگريد به: محمدبن حسن حرعاملى، وسائل الشيعه، ج ٢٧، ص ٦١ و ٦٢، ح ٥١ و ٥٢.