امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٨١
خوزستان، مىبايست مقدمات سرنگونى نظام اسلامى را فراهم آورد.
در همان روزهاى نخست جنگ، بخشهاى مختلفى از مناطق جنوبى و غربى ايران، يكى پس از ديگرى به تصرف ارتش عراق درآمد؛ قصرشيرين، نفتشهر، مهران، سومار و مناطق ديگرى بهدست عراقىها افتاد. در جبهه جنوبى نيز مناطق غربى شهرهاى دزفول و شوش و نيز مناطق بيابانى جنوب اهواز به اشغال نظاميان عراقى درآمد. در ماههاى بعدى جنگ، خرمشهر بهتصرف عراقىها درآمد؛ آبادان در محاصره نيروهاى عراقى قرار گرفت و اشغال آبادان سقوط اهواز را بهدنبال داشت.
سازماندهى ارتش بههم خورده بود و توان مقاومت نداشت؛ نيروهاى مردمى از امكانات اوليه دفاعى هم محروم بودند و بنىصدر- رئيسجمهور وقت- هم بهشدت كارشكنى مىكرد. شرايط بسيار بدى بود؛ همه مشكلات- محاصره اقتصادى، ترورها، شورشهاى تجزيهطلبانه، زمزمههاى كودتا، شروع جنگ و ...- همگى دست به دست هم داده و نگرانى عجيبى را بر مردم و مسئولان نظام حكمفرما كرده بود.
امامخمينى و عبور از سالهاى حادثه
آنچه گفتيم گوشههايى از توطئهها و مشكلات ساخته و پرداخته دستهاى بيگانه بود. واقعيت اين است كه اگر نصرت و يارى خداوند، رهبرى امام و پشتيبانى همهجانبه و بىدريغ مردم از نظام اسلامى نبود، هريك از اين توطئهها، بهتنهايى براى فروپاشى يك نظام كافى بود.
افزون بر توطئههاى داخلى و خارجى، شرايط پس از انقلاب نيز شرايط حساس و پرمخاطرهاى بود كه اشاره به حتى گوشههايى از اين مشكلات، از حوصله اين نوشتار خارج است.
با وجود همه مشكلات و امواج شكننده مخالفان و حجم عظيم تبليغاتِ رسانههاى استكبار عليه ايران، مردم همچنان مصمم و دلگرم بودند و صداى