امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٦٨
٥٧ ساله پهلوى پدر و پسر- كه ويژگى ممتاز اين دوره نفوذ بىحد و حصر انگليس و آمريكا در همه امور كشور بود- پايان پذيرفت.[١]
فرار شاه، شور و شادى فراوانى در ملت به ارمغان آورد. امامخمينى در فضاى پيشآمده تصميم خود را براى بازگشت به ايران اعلام كرد. تهديد امام به ترور، كودتا و ... تغييرى در برنامه ايشان براى ورود به ايران بهوجود نياورد. توصيههاى برخى از دوستان امام هم كه نگران جان ايشان بودند و از امام مىخواستند سفر خود را تا ايجاد شرايط مناسب امنيتى به تعويق اندازد، بىثمر بود؛ امام تصميم خود را گرفته بود:
اينجانب- ان شاء الله تعالى- به زودى به شما مىپيوندم، تا در خدمت شما باشم.[٢]
سرانجام پرواز انقلاب فرا رسيد؛ دوازدهم بهمن ماه ١٣٥٧ نقطه عطفى در تاريخ ملت ايران شد. امام، با وجود همه كارشكنىها، به ايران آمد و سيل جمعيتى كه بىصبرانه و نگران، چشم به آسمان تهران دوخته بودند، با نشستن هواپيماى امام، فرياد شادى سر دادند. سرود استقبالى كه در فرودگاه مهرآباد خوانده شد- خمينى اى امام- سخن دل ميليونها زن و مرد ايرانى بود.
[١]. رضاخان با برنامهريزى انگلستان و طى كودتاى ١٢٩٩ ش قدرت را در دست مىگيرد و در شهريور ١٣٢٠ بنابه تصميم متفقين از كشور اخراج و فرزندش محمدرضا قدرت را به دست مىگيرد. در جريان ملى شدن صنعت نفت، شاه در نهايت ضعف ناگزير به فرار از كشور مىشود و با كودتاى آمريكايى ٢٨ مرداد سال ١٣٣٢ دوباره قدرت را در دست مىگيرد و تا دىماه ٥٧ كه مجدداً از ايران فرار مىكند، تحت حمايتهاى آمريكا، بر مسند قدرت تكيه داشت.
[٢]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٥، ص ٥٠٢.