امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٩٠
بيهوده به مخاطره نمىاندازد، بايد آزادى خود را نيز پاس بدارد و هرگز به اختيار خود، بنده و مطيع ديگرى- هركس و در هر جايگاهى كه باشد- نشود. امامعلى (ع) در اينباره مىفرمايد:
لا تكن عبد غيرك و قد جعلك الله حراً
؛[١] بنده ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است.
٢. انسان موجودى اجتماعى است و طبيعى است كه در اجتماع، گاه آزادىهاى افراد موجب ايجاد مزاحمت براى ديگران يا حتى سلب آزادى آنها مىشود؛ به همين دليل عقل و وجدان آدمى حكم مىكند كه نبايد آزادىهاى انسان آنقدر بىحد و مرز باشد كه حقوق ديگران را به مخاطره اندازد و آنها را از حق طبيعىشان محروم سازد.
٣. ترديد نداريم كه هر اجتماعى براى اداره و پيشبرد برنامههاى همگانى خود، حفظ و ايجاد نظم، دفاع از حقوق و آزادىهاى افراد و ... نيازمند يك حكومت است.[٢] حكومت عبارت است از هيئت عالىرتبهاى كه از قاطعيت و اقتدار اجتماعى برخوردار باشند، تا بتوانند با بهرهگيرى از ظرفيتهاى موجود و بهكارگيرى نيروهاى كارآمد، اداره اجتماع را بهعهده گيرند.[٣]
[١]. نهجالبلاغه، نامه ٣١.
[٢]. در اين ميان، تنها آنارشيستها هستند كه چنين ضرورتى را نمىپذيرند؛ به باور آنها اگر مردم قوانين را بشناسند و از جهت اخلاقى خود را متعهد به اجراى آن بدانند، ديگر نيازى به حاكم نخواهند داشت. پيداست كه چنين باورى بسيار خيالپردازانه است و با دنياى واقعى انسانها فاصله زيادى دارد.
[٣]. تا اينجا هيچگونه داورى نسبت به حكومتها و اينكه عادلانه رفتار مىكنند يا ظالمانه، صلاحيت حكمرانى دارند يا خير و ... نداريم و چنين مباحثى را به بحث مشروعيت حكومتها وامىگذاريم.