امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٦٩
اين سه عنصر در تمامى طول حيات اجتماعى ايران، در ارتباط و اتصال روزمره و دائمى با يكديگر بودند و از اين طريق اخبار مربوط به انقلاب و تصميمگيرىها بهسرعت رواج مىيافت. مناسبتهاى ويژه، مانند ماه محرم، ماه رمضان و بازگشايى مدارس و دانشگاهها، اين پيامرسانى و ارتباط را به اوج خود مىرساند و امام همواره بر تأثير اين ايام در پيشبرد اهداف انقلاب تأكيد داشت.[١]
در حقيقت امامخمينى در ارتباط عادى و سنتى اين شبكه هيچگونه تغييرى پديد نياورد؛ تنها با وارد ساختن انگيزههاى سياسى و دينى قوىتر و ترسيم جهتگيرىهاى جديد، بر ميزان مشاركتشان نسبت به انقلاب افزود. اين شبكه غيررسمى، در غياب هرگونه «سازماندهى حزبى» و عدم امكان دستيابى به «ابزار رسانهاى همگانى»، كارآمدترين و سالمترين شيوه برقرارى ارتباط ميان رهبر قيام با ياران او در سراسر كشور بود؛ بهگونهاى كه رژيم از مقابله با اين شبكه هزارْشاخه ناپيدا و تعقيب اعضا و عناصر بىشمارِ آن، حقيقتاً درمانده و نااميد شده بود.
وجود چنين سازمان و شبكه گستردهاى كه حتى سختگيرانهترين سياستهاى سركوبگر و پليسى هم نمىتوانست آن را از ميان بردارد، بستر مساعدى را در اختيار امام قرار داد تا پيام انقلاب را در تمام نقاط ايران به گوش مردم برساند و عزمى ملى را براى مقابله با رژيم پديد آورد.[٢]
ج) رهبرى
چنانكه راستو مىگويد، رهبرى رابطهاى پيچيده ميان شخصيت رهبر، خواستههاى پيروان، شرايط موجود و در نهايت، اهداف مشترك رهبر و پيروان است.
[١]. براى نمونه بنگريد به: سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١، ص ١٦٦ و ١٩٤؛ ج ٣، ص ٣١٤ و ٣١٥؛ ج ٤، ص ٢٣٥ و ٢٣٦؛ ج ٥، ص ٧٦، ١٤٢، ١٤٦، ١٤٧، ١٥٢ و ....
[٢]. عليرضا شجاعىزند، برهه انقلابى در ايران، ص ٢٥ و ٢٦.