امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٨٦
امام در شرايطى كه مسئولان كشور، فرماندهان نظامى و عموم مردم، مضطرب و نگران بودند، فرمودند:
گمان نكند ملت ما، كه دولت ايران و ارتش ايران عاجز از اين است كه جواب به اينها بدهد. هر وقتى مقتضى بشود من پيامى به ملت خواهم داد و به صدامحسين و امثال او نشان خواهم داد كه اينها قابلذكر نيستند ... ملت ما نبايد خيال بكنند كه جنگى شروع شده است و ... دست و پاىخودمان را گم كنيم؛ نه اين حرفها نيست. يك چيزى آوردند و يكبمبى اينجا انداختند و فرار كردند ... يك دزدى آمده، سنگى انداخته و فرار كرده.[١]
امام در همان روز، فرمان هفت مادهاى مهمى براى اداره امور مربوط به دفاع از كشور صادر كردند. ايشان در چهارم مهرماه كه جنگ وارد مراحل حساسى شده بود، در پيام مهمى فرمودند:
جنگ، جنگ است و عزت و شرف ميهن و دين ما در گرو همين مبارزات است، و ميهنِ از جان عزيزتر ما، امروز منتظر است تا يكايك فرزندان خود را براى نبرد با باطل مهيا سازد. ما براى ميهن عزيزمان تا شهادتِ يكايك سلحشوران ايرانى مبارزه مىكنيم و پيروزى ما حتمى است. امروز، روزى است كه تمام مردم بايد از شهرهاى خود دفاع كنند و به شهرهاى جنگزده كمك نمايند.[٢]
پيامها و سخنان امام، موجب شد تا ترس و نگرانى، جاى خود را به «عمل به وظيفه» دهد و روحيه وحدت و يكپارچگى بار ديگر تقويت شود.
در همان هفته آغازين جنگ، استراتژى عراق با شكست مواجه شد؛ زيرا
[١]. همان، ص ٢٢٣.
[٢]. همان، ص ٢٤٣.