امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٦٤
ما فكر مىكرديم اينجا عراق نيست! من هركجا بروم حرفم را مىزنم. من از فرودگاهى به فرودگاهى ديگر و از شهرى به شهرى ديگر سفر مىكنم تا به دنيا اعلام كنم كه تمام ظالمان دنيا دستشان را در دست يكديگر گذاشتهاند تا مردم جهان صداى ما مظلومان را نشنوند. ولى من صداى مردم دلير ايران را بهدنيا خواهم رساند. من بهدنيا خواهم گفت كه در ايران چه مىگذرد![١]
امام نزديك چهار ماه[٢] در روستاى نوفللوشاتو واقع در حومه پاريس- كه به يُمن پذيرايى از امام، نامى بلندآوازه در تاريخ سياسى جهان يافت- اقامت داشتند.[٣] در اين مدت، نوفللوشاتو به پايگاه انتشار پيام انقلاب و صدور فرامين انقلابى تبديل شده بود.
در طى اين دوره نسبتاً كوتاه كه فشردهترين تحركات و مبادلات سياسى در آن رخ داده است، سرنوشت انقلاب اسلامى رقم خورد و مبارزات طولانى ملت ايران به نتيجه رسيد.
حجم گسترده فعاليتهاى امام- آنهم در حدود ٧٦ سالگى- گوياى اهميت اين هجرت تاريخى است. امامخمينى در پاسخ به پرسش يكى از خبرنگاران
[١]. مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخمينى، كوثر، ج ١، ص ٤٣٨.
[٢]. از ١٨/ ٧/ ٥٧ تا ١١/ ١١/ ٥٧.
[٣]. حضرت امام تا چند روز پس از اقامت در نوفللوشاتو، همچنان بر موقت بودن حضور در فرانسه تأكيد داشتند و در اعلاميهاى كه در بيستم مهر ٥٧ صادر شد تصريح كردند:« اينجانب در اولين فرصت به يكى از كشورهاى اسلامى كه بتوانم به فعاليتهاى اسلامى خود ادامه دهم، خواهم رفت.» اما بهدليل اينكه هيچيك از كشورهاى اسلامى، شرايط حضور امام در كشورشان را نپذيرفتند، اقامت امام در فرانسه طولانى شد.( بنگريد به: سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٣، ص ٥١٣؛ ج ٤، ص ٤٤؛ ج ٥، ص ١٧٩؛ عليرضا شجاعىزند، برهه انقلابى در ايران، ص ٥٥ و ٥٦.)