امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٦٢
خمينى با خروج از دنياى اسلام و رفتن به پايتخت يك كشور مسيحى مرتكب اشتباه شده و نفوذ سياسى و مذهبى او با اين عمل كاهش خواهد يافت. (شاه و شريفامامى[١] هم همين عقيده را داشتند.)[٢]
سوليوان، سفير آمريكا در تهران، نيز در كتاب خاطراتش مىگويد:
هنگامى كه آيتالله خمينى عازم پاريس گرديد، شريفامامى به من و سفير انگليس گفت كه خمينى بهمحض ورود به پاريس از خاطرهها محو و فراموش خواهد شد.[٣]
شاه، شريفامامى و مشاوران او چنان در گمان خويش راسخ و مطمئن بودندكه حتى با دوبار اعلامِ آمادگى فرانسه براى اخراج امام از پاريس مخالفت كردند و از دولت فرانسه خواستند كه هيچ محدوديتى براى اقامت ايشان درفرانسه ايجاد نكند.[٤] حتى رئيس سازمان اطلاعات فرانسه در اينباره راهىتهران مىشود؛ اما شاه مىگويد:
اگر آيتالله خمينى از فرانسه خارج شود، به دمشق يا ليبى خواهد رفت و وضع به مراتب بدتر خواهد شد. اگر ايشان در فرانسه بماند، فعاليتهايش قابل كنترلتر است.[٥]
اما واقعيت برخلاف آن چيزى بود كه شاه، دستگاه حاكم و طرفهاى مشورت آنها مىانديشيدند. در تاريخ مبارزات سياسى ملتها، جنبشهاى فراوانى
[١]. نخستوزير وقت ايران.
[٢]. ويليام سوليوان و آنتونى پارسونز، خاطرات دو سفير، ص ٣٥٧ و ٣٥٨.
[٣]. همان، ص ١٥٤.
[٤]. بنگريد به: والرى ژيسكاردستن، قدرت و زندگى: خاطرات يك رئيسجمهور، ص ١٠٤.
[٥]. همان، ص ١٠٥.