امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٩
كه خطاب به آيتالله ثقفى گفته بود: «اين اعجوبه را از كجا پيدا كردى؟!»[١] ايشان بعدها نيز در ميان جمع، خطاب به امامخمينى فرموده بود:
همه مىدانيد كه من اهل تملّق نيستم. به جدّم قسم، شما خيرالموجودين و اميد ملت هستيد. شما را در بين مراجع، از همه بهتر مىدانم؛ و اين، اعتقاد من است![٢]
پس از رحلت آيتالله العظمى حائرى- دهم بهمنماه ١٣١٥- با توجه به فضاى بسيار مسموم جامعه، تبليغات شديد ضددينى و فشارهاى فراوان حكومت بر روحانيت و نيروهاى متدين و متعهد، خطر انحلال حوزه بهخوبى احساس مىشد؛ طبيعى بود كه اگر حوزه قم منحل مىشد، سياستهاى دينزدايى رضاشاه بهراحتى دنبال مىشد و به هدف نهايى مىرسيد.
حضرت امام كه اينك در شمار مجتهدان صاحبنام و خوشآوازه قم بود و شرايط سياسى جامعه و وضعيت حوزه را نيز بهخوبى مىشناخت و از طريق ارتباطاتى كه با بزرگانى همچون آيتالله مدرس و كاشانى داشت، با خبرهاى پشتپرده و سياستها و برنامههاى حكومت بهخوبى آشنا بود، به اين نتيجه رسيدكه تنها راه نجات و يگانه اميد رهايى از شرايط ذلتبار كشور كه پس از شكست مشروطيت و روىكار آمدن رضاخان بهدست انگليسها پيش آمده بود، بيدارى حوزههاى علميه و پيوند معنوى آنها با مردم است؛ و راه رسيدن به اين بيدارى و اين پيوند، وجود مرجعيتى پرنفوذ، آگاه به مسائل سياسى، مقتدر و با صلابت است.
حضرت امام معتقد بود آيتالله بروجردى با سرسختى و قاطعيتى كه دارد،
[١]. سيدعلى قادرى، خمينى روحالله، ص ٤٢٦،( به نقل از همسر حضرت امام).
[٢]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، خاطرات و مبارزات شهيد محلاتى، ص ٢٨ و ٢٩.