امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٧٢
هديهاى بود كه رهبر به ملت داد ... او با صراحت اعلام كرد كه تنها اسلام نجاتبخش شماست.[١]
مراحل رويارويى امام با رژيم
با مرورى بر نهضتهاى صد ساله اخير روشن مىشود كه هدف نهايى رهبران اين نهضتها، نيل به پارهاى اصلاحات و در نهايت، كاستن از دامنه استبداد بوده است؛ به همين دليل، مبارزات در چارچوب پذيرش اصول نظام و قوانين آن صورت گرفته و شاهان از گزند جدى اين حركتها در امان بودهاند؛ بلكه غالباً مسئولان عالىرتبه حكومت نيز مخاطب اعتراضات نبودهاند و اعتراضها، اغلب در حدّ پارهاى اصلاحات يا متعهد شدن به برخى مواد قانونى بوده است. اما امامخمينى بهمحض ورود در عرصه مبارزه، ابتدا به نصيحت و هدايت شاه و دولت، و در مرحله بعد، به نصيحت همراه با تهديد به قيام و مبارزه پرداخت.[٢] اما وقتى از هدايت آنان نااميد شد، در اولين فرصتِ ممكن و پس از برداشتن موانع موجود بر سر راه مبارزه، حملههاى خود را ابتدا متوجه شخص نخستوزير و پس از اندك زمانى نوك پيكان اعتراضات خود را به سمت كانون و مركز اصلى فساد، يعنى شخص شاه نشانه رفت.
حضرت امام در گام بعدى خود و پس از آمادهشدن شرايط، با طرح «عدم مشروعيت سلطنت»، محوريت حمله خود را متوجه نظام شاهنشاهى كرد و پذيرش چنين نظامى را لازمه تن دادن به فسادهاى فراوان موجود در آن دانست. سپس در آخرين گام، جامعه آرمانى و نظام بديل موردنظر خود را كه «حكومت
[١]. مرتضى مطهرى، پيرامون انقلاب اسلامى، ص ١٢٠- ١١٨.
[٢]. براى نمونه بنگريد به: سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١، ص ٨٨، ٩٠، ١٠٤، ١٠٦، ١٢١- ١١٣، ١٤٨، ١٨٠، ٢١٤، ٢٣٢، ٢٤٥، ٢٨٨، ٢٩٧ و ....