امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٨٥
عمومى جهان ... به سمت دينى شدن پيش مىرود.[١]
٢. ايجاد و تشديد جريانهاى اصولگرايى در سراسر جهان
«اصولگرايى اسلامى» كه گاه با واژههايى چون بنيادگرايى، بيدارى اسلامى، رنسانس اسلامى و تجديد حيات دينى هم از آن ياد مىشود، بازگشت به بنيانها و ريشههاى اسلامى است، تا از اين طريق، مسلمانان، مجد و عظمت گذشته خود را بازيابند. اين نهضتها در واقع پاسخى به عقبماندگىهاى چند قرن اخير جوامع اسلامى و تحقيرهايى است كه نسبت به آنها صورت گرفته است. هرچند برخى از اين نهضتها بهدليل انحرافات عقيدتى و نيز دستهاى بيگانگان، گرفتارىهاى فراوانى براى جوامع اسلامى پديد آوردند،[٢] اما نمىتوان انكار كرد كه نهضتهاى اصيل اسلامگرايى، بسيارى از ارزشهاى فراموششده دينى را زنده كرد و اعتماد به نفس مسلمانان را به آنان بازگرداند.
«اصولگرايى اسلامى» در نخستين گام خود، در تلاش است تا با زدودن زنگارهاى خرافه و با نگاهى چندبعدى به دين و آشنايى با ساحتهاى مختلف آن، مسلمانان را با روح اسلامِ اصيل آشنا سازد و سپس با كالبدشكافى معضلات جوامع اسلامى و اوضاع پيچيده جهان كنونى و نقش پيدا و پنهان غرب در شكلگيرى اين مشكلات، تغييراتى فكرى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى بهوجود آورد و از اين راه، جوامع اسلامى را پس از قرنها، از خفتگى و سستى برهاند و مجد و عظمت گذشته را به آنها برگرداند.
امامخمينى بهعنوان يكى از مهمترين رهبران اين نهضت، در پيام جهانى خود به زائران خانه خدا مىفرمايد:
[١]. آنتونى گيدنز، جامعهشناسى، ص ٧٥.
[٢]. براى نمونه مىتوان به گروههايى چون طالبان، سپاه صحابه و جندالله اشاره كرد.