امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٨٣
مشكلات جوامع اسلامى است.[١] اين انقلاب بر اساس مبانى عقيدتى خود، واكنشى به اوضاع نابسامان كشورهاى اسلامى و عزت و اقتدار پايمال شده آنان است؛ طبيعى است چنين نگاهى نمىتواند دربند محدوديتهاى جغرافيايى و تاريخى باشد.
امامخمينى كوشيد تا در گام نخست، به ملت ايران و در گامهاى بعدى، به همه ملتهاى مسلمان، بلكه به همه مستضعفان جهان بباوراند كه «ما مىتوانيم!» اين امكان براى همه ملتها هست كه با افزايش روحيه خودباورى و بهكارگيرى تمامى ظرفيتهاى شكوفا شده و نشده خود، در برابر نسخه غرب، كه آنان را مسخ كرده بود، بايستند و خود براى آينده خويش برنامهريزى كنند.[٢] اين موضوع از ديد مخالفان انقلاب اسلامى نيز مخفى نبود؛ شعارهاى انقلاب، كاملًا گويا و تأثيرات فرامنطقهاى آن آشكار بود. به برخى از مهمترين بازتابهاى انقلاب اسلامى در صحنه بينالملل اشاره مىكنيم:
١. به چالش كشاندن نظريههاى مربوط به انقلاب و حكومت
در قرن هفدهم تا بيستم، جهان شاهد ظهور انقلابهاى فراوانى بوده كه دستيابى به توسعه، از مهمترين اهداف آنها شمرده شده است. از سوى ديگر، فضاى سكولار و انديشههاى مادىگرايانه حاكم بر جهان، سبب شد تا ديدگاه غالب جامعهشناسان و انديشمندان عرصه سياست در زمينه انقلابها، بر اين فرضيه استوار گردد كه دستيابى به توسعه، تنها در سايه «سكولاريزه شدن
[١]. حمزه امرايى، انقلاب اسلامى ايران و جنبشهاى اسلامى معاصر، ص ١٧٧.
[٢]. بنگريد به: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخمينى، تبيان، خودباورى و خودكفايى از ديدگاه امامخمينى( تبيان، دفتر بيست و ششم).