امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٩٠
سرمايهدارى تلقى مىشد. همچنين، نشاندهنده نفوذ بينالمللى شوروى بود. در اين ميان، وقوع انقلابى با ماهيت كاملًا دينى و خدامحورانه، جايگاه بينالمللى شوروى را به چالش كشاند و گونه ديگرى از انقلاب را در سطح جهان مطرح ساخت كه هم شعار عدالتخواهى سر داده بود و هم برخلاف حركتهاى كمونيستى، با اعتقاد به دين سامان يافته بود.
٢. همزمان با وقوع انقلاب اسلامى، ارتش شوروى وارد افغانستان شد. امامخمينى با قاطعيت، تجاوز شوروى به خاك افغانستان را محكوم و از مقاومت مردم افغانستان حمايت كرد. پيروزى انقلاب اسلامى و حمايتهاى جمهورى اسلامى از مبارزات مردم افغانستان، شور تازهاى در مبارزان افغانى، بهويژه شيعيان، بهوجود آورد و به مقاومتشان، رنگ و بوى دينى بيشترى بخشيد. اين مقاومتها در نهايت، سبب شد تا شوروى در باتلاق افغانستان گرفتار شود و سرانجام، با سرشكستگى از خاك اين كشور عقبنشينى كند. امامخمينى اين شكست را از قبل پيشبينى كرده بود:
روزى سفير شوروى آمد پيش من و گفت افغانستان از ما كمك خواسته است و ما مىخواهيم وارد افغانستان شويم؛ من گفتم، البته مىشود افغانستان را گرفت، ولى بدانيد كه نمىتوانيد دوام بياوريد. تا ملت چيزى را نخواهد، نمىشود كارى كرد. حالا فهميدهاند ولى پايشان گير كرده است، و مسئله همانطور كه من گفتم خواهد شد.[١]
٣. علاوه بر تأثيرات بيرونى انقلاب اسلامى بر ابرقدرت شرقى، پيام اين انقلاب از ديوارهاى آهنين شوروى نيز گذشت و به جمهورىهاى مسلماننشين
[١]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١٢، ص ٣٠٤ و ٣٠٥( ٢٨/ ٢/ ٥٩). چنانكه امامخمينى پيشبينى كرده بود، آخرين سربازان شوروى در ٢٥ بهمن ١٣٦٧ از خاك افغانستان عقبنشينى كردند.