امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٣٤
ثانياً، بدون خواست و مشاركت عمومى، و تنها بهدست انقلابيان حرفهاى صورت گيرد و بر مردم آن جامعه تحميل گردد.[١]
انقلاب؛ ويژگىها و نشانهها
هنگامى كه جامعه به دليل افزايش نارضايتى و گسترش نابسامانىها، اعتماد خويش به دستگاه حاكم را از دست مىدهد و دچار ناآرامى مىگردد، حالات و واكنشهايى از خود نشان مىدهد كه در شرايط عادى، كمتر مشاهده مىشود. جامعه در آستانه ورود به چنين وضعيتى، كه از آن به «دوره انقلابى» تعبير مىشود، بهشدت بىاعتماد، حساس و نكتهسنج مىگردد.
يك جنبش انقلابى را در مراحل ابتدايى آن مىتوان متوقف يا سركوب كرد؛ اما به محض آنكه مشاركت تودهاى بهقدر كافى گسترش يافت و شعلههاى آن بالا گرفت، ديگر توقف و تضعيف آن كارى بسيار دشوار يا حتى ناممكن است. در چنين شرايطى، هر اقدام و ترفندى براى توقف يا به بيراهه كشاندن آن محكوم به شكست است. موتور محركه يك انقلاب، جز با پيروزى و نيل به مقصود، از حركت باز نمىايستد و هر مانع و دستاندازى، تنها بر شتاب آن مىافزايد.[٢]
غالباً چهره واقعى انقلاب، زمانى براى حكومتها كاملًا روشن مىشود كه حركت، شتاب گرفته و بسيج تودهاى، گسترش يافته باشد؛ يعنى هنگامى كه زمان براى هرگونه آشتى و تفاهم از دست رفته است. در چنين شرايطى است كه صداى انقلاب حتى از سوى دشمنِ ديرْباور نيز شنيده مىشود.[٣]
[١]. عليرضا شجاعىزند، برهه انقلابى در ايران، ص ١٤١ و ١٤٢.
[٢]. همان، ص ١٩.
[٣]. همانگونه كه در انقلاب اسلامى ملت ايران، درحالىكه انقلاب مىرفت تا بهثمر نشيند، شاه در پيام تلويزيونى چهاردهم آبان ٥٧ ادعا كرد كه پيام انقلاب مردم را شنيده است و قصد دارد اصلاحاتى انجام دهد.