امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٦٤
نظامسلطنتى عبارت است از:
١. سلطنت با حقوق اوليه انسانها منافات دارد؛ زيرا مردم هيچ نقشى در تعيين سلطان ندارند.[١]
٢. سلطنت با زور بر مردم تحميل مىشود و به شكل موروثى امتداد مىيابد؛ و هر دو خلاف اسلام هستند.[٢]
٣. نظام سلطنتى نظامى كهنه و ارتجاعى است؛ آنهم بدترين نوع ارتجاع.[٣]
٤. در نظام سلطنتى هيچگونه نظارتى بر عملكرد سلطان نمىتوان داشت؛ و اين آزادى موجب فساد مىشود.[٤]
٥. به تجربه ثابت شده است كه سلاطين همواره خودرأى، فاسد و ظالمبودهاند.[٥]
اينهمه، سبب شد تا امام براى سرنگونى اين نظام و جايگزينى نظام آرمانى خود، دست به قيامى فراگير و درازمدت بزنند.
تبيين جامعه آرمانى
بهدرستى روشن نيست كه امامخمينى از چه سالى شكل كلى جامعه آرمانى خود را در ذهن خويش ترسيم نموده و در چه سال يا چه مقطعى آن را براى ديگران بازگو نمودهاند. آنچه مسلّم است اينكه ايشان چهل سال پيش از پيروزى انقلاب، در كتاب چهل حديث خود كه كتابى اخلاقى- عرفانى است،[٦] در ضمن
[١]. بنگريد به: همو، صحيفه امام، ج ٤، ص ٧٤، ٣١٥، ٤٩٢ و ٤٩٥.
[٢]. همان، ص ٤٩٢- ٤٩٠؛ ج ٦، ص ١١.
[٣]. همان، ج ٢، ص ٣٢٦؛ ج ٤، ص ٤٩٠.
[٤]. همان، ج ١، ص ٤١٠؛ ج ٤، ص ٤٩٣ و ٤٩٤.
[٥]. همان، ج ٢، ص ٣٦٣؛ ج ٣، ص ٤٩٠؛ ج ٤، ص ٣٨، ٦٥، ٤٧٨ و ٤٩٠.
[٦]. تاريخ نگارش: ١٣١٨ ش.