امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٧٥
هم نمىتوانست فارغ و تهى از مردم باشد. شيوه مبارزاتى امام، بر تلاش براى آگاه ساختن مردم و حضور حماسى آنان در مسير روبهرشد حركت انقلابى متمركز بود. به همين دليل امامخمينى هرگز به مبارزه مسلحانه روى نياورد و آن را تأييد هم نكرد؛ زيرا به اعتقاد ايشان، اراده عمومى و جمعى مردم، از هر سلاحى كاراتر و مؤثرتر است. اين استراتژى امام سبب شد تا اراده جمعى ملت بزرگ ايران، يكپارچه و هماهنگ، خواهان برقرارى نظام جمهورى اسلامى شود. ميشل فوكو كه از نزديك شاهد راهپيمايىهاى مردم ايران بود، صحنههاى حضور مردم را چنين شرح مىدهد:
«اراده جمعى» اسطورهاى سياسى است ... اراده جمعى را هرگز كسى نديده است و خود من فكر مىكردم اراده جمعى مثل خدايان يا روح است و هرگز كسى نمىتواند با آن روبهرو شود. نمىدانم با من موافقيد يا نه؛ اما ما در تهران و سرتاسر ايران با اراده جمعى يك ملت برخورد كرديم و بايد به آن احترام بگذاريم؛ چون چنين چيزى هميشه روى نمىدهد.[١]
٢. همدلى و همراهى با مردم
ورود مقتدرانه و جدى امامخمينى به دنياى سياست در ابتداى دهه چهل، آنهم در فضاى خاموش و بىتحرك آنعصر، بهسرعت نام «آيتالله خمينى» را بر سرِ زبانها انداخت و در مدتى بسيار كوتاه، شجاعت و جسارت او در دفاع از دين و كيان ملت، بسيارى را شيفته و عاشق مرام و منش او كرد. اين ارتباط عميق، از نگاه ناظران بيرونى نيز مخفى نمانده است؛ ميشل فوكو، فيلسوف مشهور فرانسوى، پيوند مردم با امام را چنين ترسيم مىكند:
شخصيت آيتالله خمينى پهلو به افسانه مىزند. هيچ رئيسدولتى و هيچ
[١]. ميشل فوكو، ايران: روح يك جهان بىروح، ص ٥٧.