امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٧١
و بيتالمقدس و دهها عمليات افتخارآفرين ديگر»[١] براى اسلام و ميهن اسلامى خود رشادتها آفريدند، در آن زمان وطنپرستان و ملىگراها دقيقاً كجا بودند و چه مىكردند؟ مگر نه اين است كه در ميدان عمل اهلِ حقيقت از فريبكاران جدا مىشوند؟ آنان كه در خطابههاى خود، وطن را تا حد پرستش مىستودند، در اين مدت براى وطن چه كردند؟ امامخمينى با شناختى كه از اين جريان داشت و با توجه به پيشينه تاريخىشان اعلام كرد:
من بهصراحت مىگويم ملىگراها اگر بودند، به راحتى در مشكلات و سختىها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مىكردند؛ و براى اينكه خود را از فشارهاى روزمره سياسى برهانند، همه كاسههاى صبر و مقاومت را يكجا مىشكستند و به همه ميثاقها و تعهدات ملى و ميهنى ادعايى خود پشت پا مىزدند. كسى تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نمىدانيم. ولى هيهات كه خادمان اسلام به ملت خود خيانت كنند![٢]
به هر حال، امامخمينى راهِ برونرفت از ذلت و خوارى كشورهاى اسلامى در قرون اخير را بازگشت به اسلام ناب محمدى (ص) و اتحاد همه مسلمانان مىدانست و در اين راه، مسلمينِ جهان را به چنگ زدن به ريسمان الهى و بهرهگيرى از قرآن براى ايجاد وحدت و همدلى فرا خواند.
اين نگاه امام، مربوط به شرايط يا سالهاى خاصى نيست؛ نگاه مكتبى امام به كشورها و ملتهاى مسلمان و مظلوم، او را واداشت تا از همان ابتداى مبارزه- خردادماه ١٣٤٣- بهصراحت اعلام كند:
[١]. همان.
[٢]. همان، ص ٩٨.