امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٩٥
اين جريانها ممكن است قطبهاى آينده جهان را تشكيل دهند: اتحاديه اروپا،[١] فدراسيون چين، روسيه و ... يكى از اين جريانهاى نيرومند، همان است كه غرب، آن را با نام «بنيادگرايى اسلامى» مىشناسد و امواج فزاينده آن كاملًا مشهود بود.
٤. نشانههاى ظهور ابرقدرتى جهانى
هر دو ابرقدرت غرب و شرق، از نخستين روزهاى پيروزى انقلاب اسلامى، بخشهايى از پيام انقلاب اسلامى را دريافتند:
ايرانِ آيتالله خمينى، مسيحوار، فرياد رهايى از يوغ سلطه خارجى راسرداده و داعيه تشكيل يك حكومت گسترده مبتنى بر اصول اسلامى رادارد.[٢]
پيام اين انقلاب، بهسرعت در عراق، عربستان، بحرين و ديگر كشورهاى حوزه خليج فارس، فلسطين، لبنان، كشورهاى شمال آفريقا، پاكستان، مالزى و اندونزى طنينانداز شد و اصولگرايان، بهويژه شيعيان اين كشورها، حركتهاى سياسى، فرهنگى مشابهى آغاز كردند.
اين حركتهاى پياپى و مشابه، ترس و نگرانى عميقى نسبت به بنيادگرايى اسلامى در غرب، بهويژه آمريكا پديد آورد. شيرين هانتر[٣] درباره خطر اصولگرايى اسلامى مىگويد:
از زمان پيروزى انقلاب اسلامى، غرب پديده بنيادگرايى را بهعنوان
[١]. هنرى براندن( تنظيم و تدوين)، در جستجوى نظمى جديد براى جهان: آينده روابط آمريكا و اروپا، ص ٣، ١٧ و ٢١.
[٢]. مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، كودتاى نوژه، ص ١٨.
[٣]. مدير پروژه خاورميانه مركز مطالعات بينالمللى دانشگاه جرج تاون آمريكا.