امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٢٩
مقدمه
پس از آشنايى با تعريف «دين» و «سياست» از نگاه امامخمينى، دليل حضور ايشان در عرصه سياست روشن مىشود. اما چگونگى ورود رسمى و جدّى ايشان به عرصه سياست و چرايى عملكرد ايشان در اين عرصه را در اين فصل پى مىگيريم.
پرسش محورى فصل حاضر، اين است كه چرا امامخمينى با نظام سلطنتى بهطور عام، و با سلطنت خاندان پهلوى بهطور خاص، به مخالفت برخاست و چرا همچون بسيارى از مخالفان به پارهاى اصلاحات بسنده نكرد و براندازى و «انقلاب» را در دستور كار قرار داد؟ روشن است كه يافتن پاسخى در خور، در گرو آشنايى با مفهوم انقلاب و نيز فضاى سياسى سالهاى پيش از شكلگيرى انقلاب است.
گفتار اول: مفهوم و ويژگى انقلاب
تعريف انقلاب
پس از ارسطو كه براى نخستين بار «سرچشمهها و منابع واقعى انقلاب» را تشريح كرد، نظريهپردازان اجتماعى، پرسشهاى فراوانى درباره ماهيت انقلاب، عوامل پيدايش آن و پيامدهاى آن مطرح كردهاند؛ كه چهبسا خود، توانايى