امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٨٢
راستين، وابسته بودن سران كشورها به ابرقدرتها، از دست دادن اعتماد بهنفس، و ناآگاهى ملتها از نقشههاى دشمنان و استعمارگران مىداند.[١] به همين دليل يكى از مهمترين وظايف جمهورى اسلامى را صدور تجربيات خود در اين زمينهها و ارائه راهكارهاى عملى براى برونرفت از اين مشكلات مىشمارد:
ما به تمام دنيا تجربههايمان را صادر مىكنيم و نتيجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون كوچكترين چشمداشتى، به مبارزان راه حق انتقال مىدهيم و مسلّماً محصول صدور اين تجربهها، جز شكوفههاى پيروزى و استقلال و پياده شدن احكام اسلام براى ملتهاى دربند نيست. روشنفكران اسلامى همگى با علم و آگاهى بايد راه پر فراز و نشيب دگرگون كردن جهان سرمايهدارى و كمونيسم را بپيمايند و تمام آزادىخواهان بايد با روشنبينى و روشنگرى، راه سيلى زدن بر گونه ابرقدرتها و قدرتها، خصوصاً آمريكا را بر مردم سيلىخورده كشورهاى مظلوم اسلامى و جهان سوم ترسيم كنند.[٢]
گفتار چهارم: بازتابهاى بينالمللى انقلاب اسلامى ايران
انقلاب اسلامى ايران، همانگونه كه شرايط فرهنگى، اجتماعى و سياسى داخلىرا دگرگون ساخت و تغييرات غيرقابل انكارى در ارزشهاى ملى بهوجودآورد، تحولات چشمگيرى نيز در كشورهاى اسلامى و در عرصه بينالملل در پى داشت.
انقلاب اسلامى ايران، واقعهاى تاريخى در گوشهاى از جغرافياى پهناور جهان نبود؛ اين انقلاب، يك منظومه فكرى است كه بهدنبال يافتن راهحلى براى
[١]. بنگريد به: همو، قوميت، مليت و انديشه فراملى( تبيان، دفتر سى و چهارم).
[٢]. همو، صدور انقلاب از ديدگاه امامخمينى( تبيان، دفتر ششم)، ص ٤٤.