امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٦٧
يكى از مناصب پيامبر اكرم و امامان معصوم (عليهم السلام) معرفى كرده و معتقد است كهدر زمان غيبت، اين منصب به فقيه واگذار شده است و رواياتى را در اينباره ذكر مىكند.[١] همچنين، ايشان در ابتداى دوره تبعيد، در سال ١٣٤٣ دست به تأليف كتاب تحريرالوسيله زد. ايشان در انتهاى بحث امربهمعروف و نهىازمنكر آورده است:
در عصر غيبت ولى امر و سلطان زمان (ع)، نايبان عام آنحضرت كه فقهاى جامعالشرايط ... هستند، جانشين آنحضرت در اجراى سياست و مسائل حكومتى و ساير امورى كه برعهده امام (ع) است، مىباشند.[٢]
و در آخر، امامخمينى در دوران تبعيد در نجف، با ارائه بحثى علمى، نظريه ولايتفقيه و حكومت اسلامى را بهصورتى كاملًا روشن و علمى مطرح كرد و طلاب جوان را به تلاش براى برپايى چنين حكومتى فرا خواند.[٣] از آن پس نيز در پاريس، نظر خود را درباره حكومت آينده ايران مطرح و آن را «جمهورى اسلامى» معرفى كرد[٤] و پس از پيروزى انقلاب نيز «جمهورى اسلامى» را به مردم ايران پيشنهاد كرد و آن را به رأى گذاشت.[٥]
درباره جامعه آرمانى امامخمينى و ويژگىهاى اين نظام، در فصل چهارم سخن خواهيم گفت.
[١]. همو، الاجتهاد و التقليد، ص ٣٠- ٢٠.
[٢]. همو، تحرير الوسيله، ج ١، ص ٤٥٩، مسئله ٢.
[٣]. همو، كتاب البيع، ج ٢، ص ٦٦٦- ٦١٧؛ همو، شئون و اختيارات ولى فقيه( ترجمه بحث ولايتفقيه كتاب البيع).
[٤]. بنگريد به: سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٤، ص ٣، ٢٤٤، ٣٦٢ و ....
[٥]. همان، ج ٦، ص ٢٦٥.