امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٩٤
فرمانبردارى مقدّر شدهاند.[١]
اين نظريه از قديمىترين نظريههاى رايج «مشروعيت» است و در ميان بيشترپادشاهان و امپراتوران پيشين، نظريهاى بسيار مقبول و راضىكننده بودهاست.
٢. مشروعيت سلطه و غلبه: طرفداران اين نظريه معتقدند چنانكه در طبيعت، اصل تنازع بقا، موجودات قوى را ماندگار مىسازد، در عالم سياست نيز هركس از اقتدار بيشترى برخوردار باشد و بتواند بر جامعه مسلط شود، او حق حكومت بر مردم را داراست و حكومتش مشروع مىباشد. بنابراين مادام كه حاكمى قدرتمندتر او را از حكومت عزل نكند، حكومت او مشروع است. توجه داريم كه منظور از قدرت، ممكن است قدرت بدنى، اقتصادى، تجهيزات، سياسى و ... باشد.
اين نظريه از ديرباز طرفدارانى داشته است و در قرون اخير ماكياولى، انديشمند مشهور و بدنام ايتاليايى و هابز، فيلسوف انگليسى را مىتوان از طرفداران جدى اين نظريه دانست.[٢] اين نظريه در ميان اهلسنّت نيز طرفدارانى داشته است؛ قاضى ابويعلى از امام حنبل نقل مىكند:
هركس با شمشير بر مردم غلبه كند و خليفه خوانده شود، هيچكس حق ندارد از اطاعت او سر باز زند و او را خليفه خويش نداند؛ خواه نيككردار باشد يا بدكردار.[٣]
اين نظريه، مشروعيت حكومتهايى كه بهوسيله كودتا به قدرت مىرسند و
[١]. ارسطو، سياست، ص ١٠.
[٢]. به نقل از: كاظم قاضىزاده، انديشههاى فقهى- سياسى امامخمينى، ص ١١١.
[٣]. ابىالحسن علىبن محمد ماوردى، الاحكام السلطانيه و الولايات الدينيه، ص ٢٠.