امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٦٦
خود نشان داده و از امكانات و منابع گستردهاى بهره بردند.[١]
ميشل فوكو درباره اين گمان كه امامخمينى با انتخاب فرانسه، از خاطرهها محو خواهد شد، مىگويد:
هيجان آخرِ هفته در اطراف اقامتگاه آيتالله خمينى در حومه پاريس وآمد و رفت ايرانىها، نادرستى اين خوشبينى كم و بيش شتابزده را نشان مىدهد.
بايد باور كرد كه جريان مرموز و نيرومندى ميان اين پيرمرد كه پانزده سال است در تبعيد است، و ملتى كه او را صدا مىزند، وجود دارد.[٢]
حضرت امام همگام با تلاش براى شكستن آخرين دژهاى مقاومت رژيم، در صدد بود تا با رساندن پيام انقلاب به گوش ملتها، افكار عمومى جهان را نسبت به حقيقت انقلاب و ماهيت رژيم آگاه سازد و از اين طريق، دولتهاى دوست و حامى شاه را از رژيم رو به زوال وى نااميد سازد.
ايران در چند ماهه پيش از پيروزى انقلاب
پس از شهادت آيتالله مصطفى خمينى، خروش انقلاب در ايران بالا گرفت و با حضور امام در فرانسه روزبهروز بر شدت آن افزوده شد. حوادث يكى پس ازديگرى رقم مىخورد و دستگاه حاكم نهتنها قادر به كنترل جريان انقلاب نبود، بلكه حتى از درك درست آن نيز ناتوان شده بود. شاه از مردادماه ١٣٥٦ تا دىماه ١٣٥٧ چهار نخستوزير تعويض كرد؛[٣] اما هيچكدام توان سركوب يا مهار
[١]. مايكل لدين و ويليام لوئيس، هزيمت يا شكست رسواى آمريكا، ص ١٣٧.
[٢]. ميشل فوكو، ايرانىها چه رؤيايى در سر دارند؟، ص ٣٥ و ٣٦.
[٣]. در تاريخ دوازدهم مردادماه ٥٦ دولت اميرعباس هويدا سقوط مىكند و جمشيد آموزگار تشكيل كابينه مىدهد. كابينه آموزگار نيز در شهريور ٥٧ جاى خود را به دولت شريفامامى مىدهد. اين دولت نيز بيش از سه ماه دوام نمىآورد و در تاريخ چهاردهم آبان ٥٧ دولت نظامى ازهارى تشكيل مىشود. دولت نظامى نيز در كمتر از دو ماه سقوط مىكند و در تاريخ نهم دىماه ٥٧ به پيشنهاد آمريكا، بختيار تشكيل كابينه مىدهد.