امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٦٣
را مىتوان يافت كه با وجود پيشرفت در مراحل نخست مبارزه، بهدليل ناتوانى در هدايتهاى پايانى حركت، به سردى گراييده و سركوب شدهاند. انقلابهاى موفقِ تاريخ آنهايى بودهاند كه رهبرانشان از قدرت «تمامكنندگى» بالايى برخوردار بوده و با بهكارگيرى تاكتيكهاى مناسب، در زمانى كوتاه، كار را به سرانجام رساندهاند.
اصرار و جديت امام براى بيرون آمدن از حصار بسته عراق و آمادگى ايشان براى گام نهادن در فعاليت آزاد سياسى، نشاندهنده تشخيص درست و درك عميق ايشان از اين موقعيت حياتى و سرنوشتساز بود.
واقعيت اين بود كه حركت انقلابى مردم ايران به مرحله حساس و مهمى رسيده بود و چنانچه به هر دليل در همين مرحله متوقف مىماند، يا با طولانى شدن اعتصابات و بالا رفتن هزينههاى مادى و معنوى انقلاب، شور انقلابى و آمادگى مبارزاتى مردم كاهش مىيافت، اين احتمال وجود داشت كه حادثه عظيم انقلاب به يك قيام بىسرانجام منتهى گردد.
انتخاب فرانسه نيز انتخاب كاملًا مناسبى بود؛ فرانسه خود را مهد آزادى و مادر دموكراسى معرفى كرده بود و ايجاد محدوديتهاى سياسى براى امام، هزينه سنگينى براى پاريس در پى داشت. امام نيز به مقامات فرانسه تذكر داده بود كه جلوگيرى از فعاليتهاى سياسى ايشان، براى اين كشور صورت خوشى ندارد.[١]
شبِ ورود امام به پاريس، نماينده كاخ اليزه به فرزند امام مىگويد: «چه بخواهيم و چه نخواهيم، آيتالله آمده است؛ اگر مطلع مىشديم، نمىگذاشتيم.» سپس خدمت امام مىرسد و هشدار مىدهد كه «حق نداريد كوچكترين كارى انجام دهيد!» و امام در پاسخى كنايهآميز مىگويند:
[١]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٥، ص ١٧٩.