امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٥٥
پارسونز، آخرين سفير انگليس در ايران، در اينباره مىگويد:
با ورود عناصر مذهبى به صحنه و افزوده شدن اعتبار و جذبه و طلسم خمينى بر نيروى آنها، تمام نيروهاى مخالف، بهتدريج به يك كانال هدايتشدند.[١]
حضرت امام با درك عميقى كه از شرايط ايران و روحيه مردم داشت، در آستانه اوجگيرى حركت انقلابى، از آن بهعنوان «جنبش و بيدارى عمومى» كه به آن «اميدها» دارند، ياد كرد و فرمود:
اين بيدارى و تنفر عمومى، موقت و زودگذر نيست و تا پايان دادن به دستگاه جباران و خاتمه دادن به ظلم ستمكاران ادامه دارد.[٢]
ايشان در پيامى در دوم بهمن ١٣٥٦ خوشبينى خود را نسبت به آينده چنينابراز كردند:
به ملت شريف ايران مژده مىدهم كه رژيم جائرانه شاه، نفسهاى آخرش را مىكشد. من به ملت ايران ... نويد پيروزى مىدهم.[٣]
امام در برخى از فرازهاى سخنان يا پيامهايش به برخى از خصوصيات بىنظير قيام اخير اشاره كرده است؛ برخى از اين ويژگىها عبارتاند از:
١. همگانى بودن قيام.
٢. وحدت كلمه.
[١]. آنتونى پارسونز، غرور و سقوط، ص ١٣٨.
[٢]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٣، ص ٢٦٦.
[٣]. همان، ص ٣١٥ و ٣١٦.