امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٤٨
دليل سعى كرد با نصيحت و تهديد امام را آرام كند؛[١] اما تلاش رژيم بىثمر بود. امامخمينى چهارم آبان ١٣٤٣، مصادف با سالروز تولد حضرت فاطمه (س) در ميان انبوه جمعيتى كه از قم و شهرهاى اطراف براى شنيدن سخنان امام، در منزل و كوچههاى اطراف تجمع كرده بودند، فرمودند:
انا لله و انا اليه راجعون. من تأثرات قلبى خودم را نمىتوانم اظهار كنم ... قلبم در فشار است. با تأثرات قلبى، روزشمارى مىكنم كه چه وقت مرگ پيش بيايد. (گريه حضار) ايران ديگر عيد ندارد. عيد ايران را عزا كردهاند ... ما را فروختند! استقلال ما را فروختند ... عزت ما پايكوب شد؛ عظمت ايران از بين رفت ... اگر شاه ايران يك سگ آمريكايى را زير بگيرد بازخواست مىكنند؛ و اگر ... يك آشپز آمريكايى شاه ايران را زير بگيرد، مرجع ايران را زير بگيرد ... هيچكس حق تعرض ندارد! چرا؟ براى اينكه مىخواستند وام بگيرند ....
والله! گناهكار است كسى كه داد نزند! والله! مرتكب كبيره است كسى كه فرياد نكند ... رئيسجمهور آمريكا بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما ....
خدايا اينها خيانت كردند به مملكت ما. خدايا دولت به مملكت ما خيانت كرد؛ به اسلام خيانت كرد؛ به قرآن خيانت كرد؛ وكلاى مجلسين[٢] خيانت كردند ... دنيا بداند اينها وكيل ايران نيستند! اگر هم بودند من عزلشان كردم؛ از وكالت معزولاند.[٣]
مخالفت جدى و صريح امام، پيام روشنى براى رژيم داشت؛ براى دستگاه حاكم جاى هيچ شكى نمانده بود كه وجود آيتالله خمينى، تهديدى بسيار جدى
[١]. بنگريد به: همان، ص ١٠٣٢.
[٢]. مجلس سنا و مجلس شورا.
[٣]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١، ص ٤٢٣.