امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٣٨
جوانب اين طرح، از شاه سؤال كند. شاه با انتقاد از عملكرد علما و اصرار بر اجراى رفراندوم، گفته بود:
روحانيون بايد شاهدوستى را از علماى اهل تسنن بياموزند كه بعد از انجام هر فريضه به پادشاه كشورشان دعا مىكنند.[١]
پس از اين ملاقات، براى شنيدن گزارش ملاقات و اخذ تصميم نهايى، جلسهاى تشكيل شد. در اين جلسه تاريخى دو ديدگاه مطرح شد: برخى كه هنوز طعم شيرين پيروزى در ماجراى لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى را در كام خود احساس مىكردند، اصرار داشتند در برابر اين تصميم نيز مقاومت نمايند و رژيم را وادار به عقبنشينى كنند؛ عدهاى نيز محافظهكارانه معتقد بودند كه رژيم مقاومت خواهد كرد و نمىتوان در برابر آنها ايستادگى كرد؛ بنابراين بايد به آرامى از كنار آن گذشت.
امامخمينى پس از شنيدن ديدگاههاى اين دو گروه، دو موضوع بسيار مهم و اساسى را گوشزد كردند: ١. در مسئله رفراندوم مخاطب اصلى شخص شاه است، نه نخستوزير؛ ٢. اين طرح مورد حمايت جدى آمريكاست. ايشان در سخنان خود چنين فرمودند:
آقايان توجه داشته باشند كه با وضعى كه پيش آمده، آينده تاريك و مسئوليت ما سنگين و دشوار مىباشد ... آنكه روبهروى ما قرار دارد و طرف خطاب و حساب ما مىباشد، شخص شاه است كه در مرز مرگ و زندگى قرار گرفته ... خطرى كه اكنون عموم مردم را تهديد مىكند بزرگتر از آن است كه بتوان از آن چشم پوشيد.[٢]
[١]. مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخمينى، كوثر، ج ١، ص ٣٤.
[٢]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١، ص ١٣٣.