امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٣٦
دوران مشروطه و بعد از آن، ذائقه ملت ايران را شيرين كرد و هيمنه و شكوه دستگاه حاكم را در اذهان مردم فرو ريخت.
پيروزى دوم كه كمتر به آن توجه شده است، اين بود كه حضرت امام توانست علماى بزرگ حوزه را با يكديگر همنوا كند و به صحنه مسائل سياسى بكشاند و اينگونه از پتانسيل عظيم حوزه و جايگاه آن در ميان مردم مؤمن و متديّن ايران، براى پيشبرد مقاصد اسلامى بهره گيرد.
ماجراى لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى، آشنايى عموم مردم با انديشههاى سياسى و قاطعيت مبارزاتى ايشان، و نيز يكدلى و وحدتكلمه علما و عموم مؤمنان، زمينه مناسبى را فراهم آورد تا امامخمينى بخشى از دغدغهها و نگرانىهاى جدّى خود را به گوش مردم برساند؛ از جمله اينكه براى نخستين بار خطر صهيونيسم را به صورتى علنى مطرح كرد و رابطه پشتپرده شاه با اسرائيل را افشا ساخت:
اينجانب حسب وظيفه شرعيه به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر مىكنم: قرآنكريم و اسلام در معرض خطر است، استقلال مملكت و تمام اقتصاد آن در معرض قبضه صهيونيسم است ... و مدتى نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تأييد عمّال خود قبضه مىكنند ... اگر كسى سكوت كند در پيشگاه خداوند قاهر، مسئول و در اين عالم محكوم به زوال است.[١]
روشن است كه دغدغهها و نگرانىهايى كه امام به آنها اشاره كردند، بسيار وسيعتر و كلىتر از موضوع لايحه بود و حكايت از آمادگى امام براى مبارزهاى جدّى داشت.
هنوز شيرينى اين پيروزى در كام ملت بود كه نخستوزير وقت، به اشاره
[١]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١، ص ١١٠.