امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٣٢
گفته بود، از دست رفت و محمدرضا بر اوضاع مسلط شد.[١] و شگفت آنكه همه آنچه امام پيشبينى كرده بود، واقع شد!
با اين همه، پيام امام بىثمر نبود؛ دعوت امامخمينى به قيام براى خدا، نور اميد را در دل طلاب و روحانيان جوان حوزه تاباند و آنها را بيش از پيش شيفته امام و انديشههاى سازنده و متفاوتش كرد. همين امر باعث شد تا به تدريج حلقهاى از ياران همفكر و انقلابى بر گِرد امام شكل گرفت و زمينهساز حركتهاى سياسى سالهاى بعد شد.
امام كه در آن سالها از شخصيتهاى علمى و مدرسان صاحبنام حوزه بهشمار مىرفت، قاطعانه از جايگاه رفيع آيتالله العظمى بروجردى دفاع مىكرد و عقيده داشت كه « (امروز آيتالله بروجردى) عَلَم است ... ايشان هرچه بفرمايند ما بايد اطاعت كنيم.»[٢]
امامخمينى در سالهاى مرجعيت مرحوم بروجردى همواره مشاور امين ايشان در مباحث مربوط به اداره حوزه و مسائل سياسى بود و اغلب تصميمگيرىهاى سياسى يا در حضور امام انجام مىپذيرفت يا پس از مشورت با ايشان نظر نهايى اعلام مىشد.[٣]
آيتالله العظمى بروجردى نيز احترام فراوانى براى امام قائل بودند و ايشان را «چشم و چراغ حوزه» مىدانستند.[٤]
[١]. ايشان بعدها نيز با حسرت از عدم استفاده از اين دوران ياد مىكنند.( بنگريد به: سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٣، ص ٣٨١؛ ج ٢١، ص ٤٤١.)
[٢]. محمدحسن رجبى، زندگىنامه سياسى امامخمينى، ص ١٣٩.
[٣]. بنگريد به: همان؛ سيدحميد روحانى، نهضت امامخمينى، دفتر اول، ص ١١٥.
[٤]. محمدحسن رجبى، زندگىنامه سياسى امامخمينى، ص ١٣٩.