امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٣٠
خواهد توانست در برابر توطئهها و دسيسههاى رژيم براى حذف اسلام و تضعيف حوزه و روحانيت ايستادگى كند؛ از اينرو مصمم شد با اصرار و پافشارى و با كمك ساير علما و فضلاى حوزه، ايشان را از بروجرد به قم دعوت كنند و مرجعيت را به ايشان سپارند.
تلاشهاى امام و ساير بزرگان حوزه به ثمر نشست و با آمدن آيتالله العظمى بروجردى، مرجعيت مقتدر و نيرومند شيعه راه را بر بسيارى از توطئههاى رژيم بست و بسيارى از ترفندهاى آنان را ناكام گذاشت.[١]
سرانجام در سال ١٣٢٠ كارنامه سياه رضاشاه كه سرشار از جنايتها و خيانتهاى بىشمار در حق كشور و باورهاى دينى مردم بود، بسته شد و همانها كه او را با كودتا به حكومت رسانده بودند- يعنى انگليسها- به اين نتيجه رسيدند كه اين مهره ديگر به كارشان نمىآيد؛ به همين دليل با روسها به توافق رسيدند كه فرزندش محمدرضا را براى حكومت ايران برگزينند.[٢]
در سالهاى نخست حكومت محمدرضا، به دليل تزلزل حكومت، فضاى آزادى بهوجود آمد تا مخالفان سياسى نظريات خود را مطرح كنند. امامخمينى فرصت را مغتنم شمرد و با تأليف و انتشار كتاب كشف الأسرار[٣] (١٣٢٢ ش) برخى
[١]. براى نمونه، مىتوان به اعتراض شديد ايشان به مواردى چون واگذارى تلويزيون به يكى از بهاييان، گسترش فعاليت مؤسسات وابسته به يهوديان، تشكيل اردوهاى تابستانى مختلط و ... در نهايت، بحث اصلاحات ارضى، اشاره كرد.( بنگريد به: شوراى نويسندگان مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات، قيام ١٥ خرداد به روايت اسناد ساواك، ج ١، ص ١٦٣.)
[٢]. حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ١، ص ١٠٦- ٩٥؛ محمود طلوعى، پدر و پسر: ناگفتهها از زندگى و روزگار پهلوىها، ص ٤٥٢- ٤٤٧؛ حسين مكى، تاريخ بيست ساله ايران، ج ١، از ص ١١٦ به بعد.
[٣]. اين كتاب، پاسخى است به كتاب اسرار هزار ساله، نوشته علىاكبر حكمىزاده كه در آن، ضمن زير سؤال بردن برخى مبانى شيعه، شبهات فراوانى درباره روحانيت مطرح كرده بود.