امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٩٦
بزرگترين خطر براى منافع خود در دنياى اسلام مىداند. البته خطر اين جنبش، از كيفيت اسلامى آن نيست؛ بلكه از ماهيت انقلابى و مبارزهجويانه آن نشئت مىگيرد كه خواهان تغيير در تعادل فعلى قدرت اقتصادى در جهان است.[١]
امامخمينى بنا به دلايلى كه در بحث شيوه صدور انقلاب به آن اشاره شد، اصرار داشت تا غرب، قاطعيت حركت اسلامگرايى را باور كند. امام بىهيچ پردهپوشى، بهصراحت اعلام كرد:
البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بينالملل اسلامىمان بارها اعلام نمودهايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم. حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعهطلبى و تفكر تشكيل امپراتورى بزرگ مىگذارند، از آن باكى نداريم و استقبال مىكنيم.[٢]
امامخمينى برنامه مبارزاتى خود را چنين شرح مىدهد:
ما درصدد خشكانيدن ريشههاى فاسد صهيونيزم، سرمايهدارى و كمونيزم در جهان هستيم. ما تصميم گرفتهايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايى را كه بر اين سه پايه استوار گرديدهاند، نابود كنيم و نظام اسلام رسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- را در جهان استكبار ترويج نماييم و دير يا زود، ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود ....[٣]
توصيه امام به «مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتى» اين است كه «از اين برزخ بىانتهايى كه انقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفريده است،
[١]. بنگريد به: حمزه امرايى، انقلاب اسلامى ايران و جنبشهاى اسلامى معاصر، ص ٧٨.
[٢]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٢١، ص ٨١.
[٣]. همان، ص ٨١ و ٨٢.