امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٦٣
اين نگاه انحرافى سبب قيامهاى استقلالطلبانه مسلمانان غيرعرب و تجزيه سرزمين پهناور مسلمانان و تضعيف قدرت و توان آنها شد.
٢. ملىگرايى در كشورهاى اسلامى در دوران معاصر
در اواخر قرن نوزدهم و با پايان يافتن جنگ جهانى اول، امپراتورى بهشدت ضعيفشده عثمانى، بهدست متفقين افتاد و آنها آرزوى ديرينه خود را كه متلاشىكردن اين «امت بزرگ» بود، عملى كردند. و بدينسان، استعمارگران با تزريق انديشه مخرّب ناسيوناليسم، اين امپراتورى بزرگ را به پارههاى كوچكىبهعنوان «كشور» تبديل كردند و چيزى از عظمت و شوكت گذشته آن باقى نگذاشتند.
شكى نيست كه انديشههاى جديد ناسيوناليستى در كشورهاى اسلامى، ريشههاى غربى دارد[١] و در واقع، شعار ملىگرايى، از مهمترين و كارآمدترين ابزارهاى استعمارگران براى نفوذ در كشورهاى اسلامى و نابودى اتحادِ ملتهاى مسلمان بوده است. در تركيه، آتاترك با همدستى انگليسىها، بر حكومت عثمانى شوريد و سياست كشور تركيه را با شعار دينزدايى و حركت بهسمت غرب پىريزى كرد. استعمار براى تبليغ ناسيوناليسم در تركيه تلاش بسيارى كرد. برنارد لوئيس، خاورشناس مشهور، اعتراف مىكند كه سه يهودى اروپايى، الهامبخش ملىگرايى تركان بودهاند.[٢]
مشابه همين واقعه در كشورهاى عربى نيز اتفاق افتاد. ناپلئون پس از حمله به مصر، «شخصاً براى بارور كردن حس ملىگرايى و برانگيختن تعصب و تفاخر
[١]. بنگريد به: علىاصغر كاظمى، زنجيره تنازعى در سياست و روابط بينالملل، ص ٦٣١.
[٢]. استانفورد جى. شاو و اذل كورال شاو، تاريخ امپراتورى عثمانى و تركيه جديد، ج ٢، ص ٢٩٧.